31الله الكريم است و بس. خداوند نيز براى تشكر از اين تسليم فرمود:
«سَلامٌ عَلى إِبْراهيمَ» ، 1«إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنينَ» . 2
آنگاه كه روح خدا دوستى آن دو بندۀ با اخلاص خدا ثابت شد، گوسفندى به عنوان فدا و قربانى اسماعيل از سوى خدا آمد و به جاى او ذبح شد.
و براى تعظيم و بزرگداشت اين قدرت ايمانى و نيروى اخلاص و تسليم در برابر حق، مقرر شد كه هر سال در موسم حج، در وادى منا، اين خاطرۀ خدا دوستى تجديد شود و به دست حجاج و زوار بيت محرّم، گوسفند يا گاو يا شتر - در حدّ توان افراد - ذبح گردد تا آن صحنۀ برجستۀ توحيد و فداكارى و از خودگذشتگى دو عبد مخلص (ابراهيم و اسماعيل (ع)) در راه خدا، براى هميشه زنده بماند و سندى كاملاً محسوس و شاهد، در دست عائلۀ بشر، براى نشان دادن شرف آدميت باقى باشد.
حلق و تقصير؛ پيراستن ظاهر و باطن
پس از ذبح قربانى، بايد آلودگى را از خود بزدايند؛
«ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُم. . .» . 3
واجب در ظاهر، سر تراشيدن است و ناخن چيدن و اوساخ و كثافات ازخود دور نمودن. امّا باطن عمل و حقيقت آن، تطهير روح است از پليدى و ازالۀ جان از رذايل و ريختن آخرين نشان و اثر، از هوى پرستى و خودخواهى از دامن دل و توجه نداشتن به ظواهر و زيباييهاى دلفريب.
امام صادق (ع) فرمود:
«وَ احْلِقِ الْعُيُوبَ الظَّاهِرَةَ وَ الْبَاطِنَةَ بِحَلْقِ شَعْرِكَ. . .» . 4
«با تراشيدن موى خود، عيبهاى ظاهر و باطن را بتراش.»
موى سر تأثيرى آشكار در زيبايى ظاهرى دارد؛ از اين رو، كمتركسى حاضر است موى سرش را بتراشد ولى مرد حجگزار از جمال ظاهرى و صورى كه به آن دلبستگى هم دارد، دل ميبرد و با فرمان وحى، آن را در پاى جميل محض و رضاى او، نثار ميكند.
تراشيدن موى سر در منا، نشان از پاك شدن از تمام پليدىها و آلودگىهاى اخلاقى و زدودن زنگارهاى روح و بيرون آمدن از سنگينى و تاريكى گناهان است. 5شايد بر اساس همين نكته است كه حجگزار به هنگام حلق از خداى تعالى مى خواهد كه برابر هر تار مويى، در قيامت نورى به وى عطا كند:
«اللَّهُمَّ أَعْطِنِي بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُوراً يَوْمَ الْقِيَامَة» . 6
موهايى كه با حلق و تقصير در منا به قصد قربت و با نام خدا و رو به قبله و از سمت راست جلوى سر انجام مىگيرد، بهتر است در همان سرزمين مدفون شود. به گفتۀ روايات، اين عمل حاكى از آن است كه حاجى افزون بر زدودن زنگارهاى باطنى، به پيرايش آلايشهاى ظاهرى نيز ميپردازد
وجمله: «ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُم. . .» 7را كه در قرآن كريم آمده، امام رضا (ع) تفسير كردند كه: «حاجى موظف است با چيدن ناخنها و چركزدايى، ( خويشتن را پاكيزه ساخته) و آنچه كه به خاطر محرم بودن نمىتوانست آن را از خويشتن دور سازد، از خود طرد نمايد.» 8
حج مقبول
حج در زندگى هر مسلمانى يك سر فصل و نقطۀ عطف است و بايد زندگى قبل و بعد از حجّ هر حاجى متفاوت باشد. پذيرفته نيست كه حاجى بعد از حج همانگونه زندگى كند كه پيش از آن ميزيست. برگشت از حج، نه برگشت به زندگى گذشته، كه بايد پيشروى