23ى
اراى دل كندن از خانۀ محبوب ندارد. گاه ميرود و گاه بر ميگردد و در اثناى راه، از شدّت وجد و شعف كه به چنين نعمت عظيمى متنعّم گشته است هروله ميكند.
«و چون به ميان صفا و مروه به جهت سعى آيد، بايد متذكر شود كه اينجا شبيه است به ميدانى كه در پايگاه پادشاهى واقع باشد كه بندگان در آنجا آمد و شد ميكنند، گاهى ميآيند و زمانى مىروند و بهجهت اظهار اخلاص خدمت، و اميد نظر رحمت درآنجا تردّد مينمايند؛ مانند كسيكه به خدمت پادشاهيرسيده باشد وبيرونآمده باشد ونداند كه پادشاه درحق او چه حكم خواهد فرمود! پس در دور خانه آمدوشد ميكند كه شايد در يك مرتبه بر او ترحّم كند. و در وقت آمدوشد در آنجا ياد آوَرَد آمدوشد خود را در عرصات محشر، ميان دو كفۀ ميزان اعمال خود؛ «امام صادق (ع) فرمودند:
«مَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْسِكٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ مَوْضِعِ السَّعْيِ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ يَذِلُّ فِيهِ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ» . 1
«هيچ موضع عبادتى نزد خدا محبوبتر از موضع سعى نيست و اين براى آن است كه در آنجا هر متكبّر گردنكشى خاضع مى شود (آثار ذلّ عبوديت و بندگى كه تنها راه كمال آدمى است در او ظاهر مى گردد) .»
«بايد هنگامى كه سعى ميان صفا و مروه را انجام ميدهد، از بالا و پايين آمدن دو كفۀ ترازوى اعمال در عرصۀ قيامت، ياد كند و صفا را كفۀ حسنات و مروه را كفۀ سيئات انگارد و به خاطر آورد كه در آن هنگام نظر او بر رحجان و نقصان اين دو كفّه، دوخته ميشود و ميان عذاب و آمرزش حيران و مردّد خواهد بود.» 2
در اين رفت و آمد توأم با اضطراب و نگرانى، به ياد سرگذشت همسر خليل الله، مادر اسماعيل؛ يعنى حضرت هاجر افتد كه با حالت انقطاع از ما سوى و اخلاص در دعا، از منبع فياض و قدرت نامحدود آب حيات ميطلبيد كه مايۀ حيات هر موجود زندهاى است. حيات اسماعيل و هاجر (ع) به علت تشنگى شديد در معرض خطر بود، ولى اين مادر با توكّل به قدرت لايزال خداوندى، در اوج صبر و مقاومت براى يافتن آب جهت فرزند عزيز و دلنبدش، اين فاصله را هفت مرتبه، آنهم در هواى خشك و بسيار گرم مكه، پيمود و هرگز مأيوس و نا اميد نگشت و پيوسته در انتظار عنايات و الطاف خداوندى سير ميكرد و نتيجۀ دعا و توكل را «مِنْ حَيثُ لا يحْتَسِبُ» با چشم خود ديد. خداوند به هيچ وجه تلاشها و كوششهاى مشروع و مطلوب آدمى را بى پاداش نميگذارد و از بركت اخلاص و توكل آن مادر و پسر، با امداد غيبى، اين تلاش و كوشش به آب زمزم و جريان آن انجاميد كه به حجاج بيت مكرّم حيات معنوى ميبخشد؛ (. . . وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ. . .) . 3
اين صحنۀ اعجاب انگيز، از آن زنِ با ايمان، كه نه تنها اسوۀ زنان جهان، بلكه الگوى تمام عيار استقامت و فداكارى براى مردان سلحشور و مقاوم نيز به شمار ميرود. چنان در پيشگاه حضرت حقّ مورد تحسين و شايان تقدير واقع شد كه همان عمل؛ يعنى هفت بار رفت و برگشت ميان كوه صفا و مروه، يكى از اركان حجّ و شعارى از شعاير الهى معرفى گرديد و تا روز قيامت، يك وظيفۀ حتمى براى زوّار خانۀ خدا شد. لذا در هنگامۀ انجام عمل مقدس و عرفانى سعى، زائران بايد توجه به ريشۀ تاريخى عمل نموده و خود را به آرمان هاى هاجر (س) پيوند دهند.
آرى «مسعى» از يك سوى، محل بروز و ظهور فضيلت عاليۀ صبر و توكل و عبوديت انسان است و از طوى ديگر، جلوهگاه كرم و رأفت و رحمت و عطوفت حضرت