110احتمالاً آلوسى (م.1924) در زمان وقوع اين حملات، در قيد حيات بوده و به تازگى از زير بار طعنههاى ضدّ وهابيون رهايى يافته بود. او پيش از اين نيز حملات سختترى را كه در سال 1921 از جانب وهابيون، متوجه قبايل جنوبى عراق شد، درك كرده بود. وى در سال 1922 در گرد همآيى مهميكه در راستاى تبيين عقايد ضدّ وهابى برگزار شد، از سوى مجتهدين سرشناس شيعى عراق دعوت شد، 1ليكن در آن شركت نكرد. در نهايت اخوان المسلمين عراق و كويت را اشغال كرده، با كافر لقب دادن مخالفين خويش، آنها را به قتل رساندند.
يك بار ديگر، ايدئولوژيها و اعتقادات تبديل به عمل شد و در وضعيت سياسى - اجتماعى بروز يافت. بيست و دو سال پيش از اين بود كه آلوسى آماج تهمت وهابى پرستى قرار گرفت. مخالفت وى با كرداريهاى صوفيانه، موجب نفرت همگان از وى گرديد. در آن دوران، آلوسى و تمام شاگردان و بستگانش كوشيدند از هر راه ممكن، تفاوتها و تمايزات انديشه و جهانبينى سلفى آلوسى با عقايد تند وهابى را براى ديگران تبيين و تشريح كنند، اما دو دهه پس از آن زمان، اختلافات «عقيدتى» به دليل اولويت يافتن مسائلى چون «حس نژادى» ، «حفظ تماميت ارضى» و «وحدت و يكپارچگى دول كوچك، براى پديد آوردن ملتى عظيم» رنگ باخت.
عليرغم آنكه انديشههاى سلفى و وهابى در ظاهر اشتراكات فراوانى دارند، ليكن در باطن با يكديگر متفاوتاند. . .
جنبش وهابيت در عمل با مشكلات و مقاومتهاى شديدى مواجه شده است؛ چه، پيروان و معتقدين به آن، از مبانى اوليۀ خود فاصله گرفتهاند. وهابيون در مسائل متعددى، چون وجوه مميزۀ كفر، ميزان و شرايط اجراى حدود و كسب درآمد از نظامات دولتى، معماهاى پيچيده و غيرقابل حلّى را براى پيروان پديد آوردند، كه اين در سقوط دولت اول سعودى اصليترين عامل ساختارى بود.
اما مهمترين دغدغۀ ما در مورد جنبش وهابيت - كه در آغاز اين مقاله آنرا بهطور مبسوط مطرح ساختيم، هنوز پابرجاست. جنبش وهابيت به موازات بسط و گسترش خويش در سرزمينهاى اطراف، محبوبيت خود را در ميان شيوخ، بزرگان و سران مورد وثوق و اقبال مردم آن مناطق، از دست مى دادند. تا آنجا كه بيشتر سران و شيوخ از راه زور و استيلا، در برابر وهابيون تسليم شدهاند. تقابل «بسط قلمرو» به موازات «كاهش ميزان مشروعيت و مقبوليت مردمى» در آن مناطق، موضوعى است كه پژوهشهاى بيشتر و كاملترى را مى طلبد.