96
فِيهَا» ؛ 40 «بعد از آن كه پيامبر (ص) نماز صبح را به جا مىآورد، خادمان اهل مدينه با ظرفهاى آب مىآمدند و حضرت دست خود را در آنها فرو مىبرد و چه بسا در صبحهاى سرد نزد حضرت مىآمدند و آن حضرت دست خود را در ظرف آبشان فرو مىبرد.»
در روايت ديگرى احمد بن حنبل از عايشه نقل كرده:
«أَنَّ رَسُول اللهِ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - كَانَ يُؤْتَى بِالصِّبْيَانِ فَيُبَرِّكُ عَلَيْهِمْ» ؛ 41 «بچه را نزد پيامبر (ص) مىآوردند و آن حضرت كام كودكان را باز مىكرد و برايشان - بركتدار شدنشان - دعا مىفرمود.»
به نقل از ابى حازم آمده است: سهل بن سعد برايم نقل كرد كه پيامبر (ص) در روز خيبر فرمود: «اين پرچم را فردا به مردى مىسپارم كه خداوند به دست او خيبر را فتح مىنمايد؛ مردى كه خدا و پيامبرش را دوست مىدارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست مىدارند. مردم به استراحت پرداختند در حالى كه سخت با خود مىانديشيدند كه پرچم به دست كدام يك از آنان داده خواهد شد، وقتى صبح شد، نزد پيامبر خدا آمدند و هر يك آرزو مىكرد كه پرچم به او داده شود. در اين هنگام پيامبر (ص) فرمود: على بن ابىطالب كجاست؟ گفتند: چشمان او درد مىكند. فرمود: به دنبالش رفته، به اينجايش بياوريد. وقتى او را آوردند، پيامبر (ص) آب دهان [مبارك]ش را بر چشمان او ماليد و برايش دعا كرد و درد چشمانش بهبود يافت؛ بهگونهاى كه گويا اصلاً درد نداشته است! سپس پرچم را به او سپرد.»42
* سيرۀ مسلمانان
سيرۀ مسلمانان در بارۀ تبرك، در راستاى سيرۀ گفتارى و عملى پيامبر (ص) است و رابطهاى مستقيم با آن دارد و بسيارى از اين موارد در حضور پيامبر (ص) رخ داده و اين همان تبرك جستن از وجود با بركت شخص پيامبر (ص) بوده است. پيامبر هيچگاه از تبرّك جستن افراد به او نهى نكرد؛ اين سيره بعد از پيامبر در بارۀ اهل بيت (عليهم السلام) و سپس دربارۀ ذرّيۀ صالح رسول الله (ص) تا به امروز استمرار داشته است.
از اين نمونهها - كه درتاريخ وكتب روايى ثبت گرديده - به بيش از هزار مىرسدكه امروزه به همّت پژوهشگران و محقّقان مركز المصطفى، در نرم افزارى با نام «مكتبۀ اهلالبيت:» در دو عنوان:
«الذين قبلهم النبي9 أو بارك عليهم» و
«الذين دعا لهم النبي9» استخراج گرديده است. شكرالله مساعيهم.
اكنون نمونههايى از سخنان و عملكرد بزرگان اهل سنت دربارۀ آثار پيامبر (ص) و نيز چند نمونه از عملكرد صحابۀ گرامى دربارۀ آثار آن حضرت و نيز در مورد چيزهاى ديگر ذكر مىكنيم:
1. قاضى عياض گويد:
«وَ مِن إعظامه و إكبارِه إعظامُ جميعِ أسبابِه، و إكرامُ مَشاهِدِه وأَمْكِنَتِه مِن مكَّة والمدينة ومَعاهدِه وما لَمِسَه - صلى الله عليه وسلم - أو أعرف به» ؛43 «و موارد بزرگداشت و گرامى داشتن آن حضرت (ص) ، بزرگداشت همۀ اسباب و گرامى داشتن همۀ جاهايى است كه در آنها حضور يافته و مكانهاى منتسب به آن حضرت در مكه و مدينه و هر جايى كه از آن گذر كرده و آنچه لمس نموده و هر چيزى كه به خاطر انتساب به آن حضرت معروف شده است.»
صالحى الشامى ضمن نقل اين مطلب از قاضى افزوده است:
«و ذلك بزيارة تلك المشاهد و التبرّك بها» ؛44 «بزرگداشت و گراميداشت آنها با زيارت نمودن و تبرك جستن از آنهاست.»
2. ابن عبدالبرّ در «الإستذكار» آورده است: «
التبرك والتأسي بأفعال رسول الله9 ايمان وتصديق وحبّ في الله ورسوله» ؛45 «تبرك جستن و پيروى از كارهاى پيامبرخدا (ص) ، نشانۀ ايمان و تصديق و محبت خدا و پيامبر است.»
3. ابنهشام، از ابوايوب انصارى نقل كرده كه:
«قَالَ وَكُنّا نَصْنَعُ لَهُ الْعَشَاءَ ثُمّ نَبْعَثُ بِهِ إلَيْهِ، فَإِذَا رَدّ عَلَيْنَا فَضْلَهُ تَيَمّمْت أَنَا وَأُمّ أَيّوبَ مَوْضِعَ يَدِهِ فَأَكَلْنَا مِنْهُ نَبْتَغِي بِذَلِكَ الْبَرَكَةَ» 46 «هنگام حضور حضرت در منزل ابو