95
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِه. . . ؛26 «اين كتابى است پر بركت كه بر تو نازل كردهايم تا در آيات آن تدبّر كنند.»
بند پنجم: مبارك بودن آب
وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصيد ؛27 «و از آسمان آبى با بركت نازل كرديم و به وسيلۀ آن، باغها و دانههايى را كه درو مىكنند رويانيديم.»
بند ششم: مبارك بودن زمين
وَ جَعَلَ فيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فيها وَ قَدَّرَ فيها أَقْواتَهَا. . . ؛28 «او در زمين كوههاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن آفريد و مواد غذايى آن را مقدّر فرمود.»
بند هفتم: مبارك بودن برخى خوراكىها
كَأنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيُّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ. . . ؛29 «همچون يك ستارۀ فروزان، اين چراغ با روغنى افروخته مىشود كه آن را از درخت پر بركت زيتونى گرفتهاند.»
مطلب چهارم: تبرك در سيرۀ حضرت پيامبر9
در كنز العمال از آن حضرت چنين آمده است:
«تَبَرَّكْ باِلقرآنِ فَهُوَ كَلاَمُ الله» ؛30 «به قرآن تبرك بجوى كه آن، همانا كلام خداست.»
در المناوى دربارۀ اُحُد آمده است:
«أُحُدٌ جَبَلٌ يُحِبُّنَا وَ نُحِبُّهُ فَإِذَا جِئْتُمُوهُ فَكُلُوا مِنْ شَجَرِهِ وَلوْ مِنْ عِضَاهِهِ» ؛31 «اُحُد كوهى است كه ما را دوست مىدارد و ما نيز آن را دوست مىداريم، هرگاه كنار آن آمديد، چيزى از درخت آن بخوريد ولو از درخت خاردار.»
و در شرح «فَكُلُوا» آورده است:
«ندباً بقصد التبرك» .32
رواياتى در «تذكرۀ الموضوعات» آمده كه در آن پيامبر (ص) فرمودند:
«مَن وُلِدَ لَهُ مَولُودٌ فَسَمَّاهُ مُحَمَّداً تَبَرُّكاً بِهِ كَانَ هُوَ وَ مَولُودُهُ فِيالجَنَّّة» ؛33 «كسىكه صاحب فرزند ذكور شود و او را محمد نام نهد، به خاطر تبرّك به اين نام، آن شخص و فرزندش وارد بهشت مىشوند.»
كتاب «اعانۀ الطالبين» نيز همين مضمون را آورده است.34
جلال الدين سيوطى مىنويسد:
«كان يلزق صدرهُ و وجههُ بالملتزم» . 35
المناوى در شرح اين جمله مىافزايد:
«تبرّكاً وتيمّناً به و هو ما بين باب الكعبة والحجر الأسود سمّي به لأنّ الناس يعتنقونه ويضمّونه إلى صدورهم» .36
«پيامبر (ص) صورت و سينۀ خود را به ملتزم مىماليد، به خاطر تبرّك و تيمّن جستن به وسيلۀ آن و ملتزم ميان درِ كعبه و حجرالأسود است37، به اين نام ناميده شده، چون مردم آن را در برمىگيرند و سينههايشان را بدان مىچسبانند.»
در صحيح بخارى به نقل از عايشه نقل شده:
«أنّ رسول الله - صلّى الله عليه (و آله) و سلّم - كان إذا اشتكى نفث على نفسه بالمعوذات ومسح عنه يبده» ؛38 «پيامبر خدا هرگاه بيمار مىشد، معوذات مىخواند و دستش را به محل درد مىماليد.»
صحيح مسلم نيز اين مطلب را از عايشه اينگونه آورده است:
«أَنَّ النَّبِىَّ - صلى الله عليه [وآله] وسلم - كَانَ إِذَا اشْتَكَى يَقْرَأُ عَلَى نَفْسِهِ بِالْمُعَوِّذَاتِ وَيَنْفُثُ فَلَمَّا اشْتَدَّ وَجَعُهُ كُنْتُ أَقْرَأُ عَلَيْهِ وَأَمْسَحُ عَنْهُ بِيَدِهِ رَجَاءَ بَرَكَتِهَا» ؛ 39 «همانا پيامبر (ص) هرگاه بيمار مىشد بر خودش معوذات را مىخواند و هرگاه دردش شديد مىشد، من معوذات را بر او مىخواندم و دست حضرت را بر موضع درد مىكشيدم به اميد بركت دست حضرت.»
مسند احمدبن حنبل از انس نقلكرده است كه:
«كَانَ النَّبِيُّ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ [وآله]
وَسَلَّمَ - إِذَا صَلَّى الْغَدَاةَ جَاءَ خَدَمُ أَهْلِ الْمَدِينَةِ بِآنِيَتِهِمْ فِيهَا الْمَاءُ فَمَا يُؤْتَى بِإِنَاءٍ إِلاَّ غَمَسَ يَدَهُ فِيهَا فَرُبَّمَا جَاءُوهُ فِي الْغَدَاةِ الْبَارِدَةِ فَغَمَسَ يَدَهُ