74ناراحت شده بودند، به سمت اتاق عايشه حركت كردند و از مجلس خارج شدند، سپس به خانۀ تك تك همسرانش رفتند، در حالىكه به تك تك ايشان مىگفتند: «
السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ رَحْمَةُ اللهِ. . . » .62 بعد هم روزى دعا كرده، گفتند: «
اللهُمَّ اجْعَلْ رِزْقَ آلِ مُحَمَّدٍ قُوتا ً»63 به اين معنا كه روزى آنها كفايت زندگىشان را بكند. معلوم است كه اين دعا مستجاب است و تمام بنىهاشم و بنى المطّلب را نفرمود. در حالى كه در ميان اينها افراد ثروتمند و برخوردار وجود دارد و روزى همۀ آنها به حد كفاف نبوده است. آنچه در صحيحين از عايشه آمده نيز مؤيد اين نظريه است كه گفت: تا زمان حيات پيامبر اتفاق نيفتاد كه خاندان محمد از نان خورش سه روز سير شوند.64
نظريۀ چهارم:
ايشان به خصوص على، فاطمه، حسن و حسين هستند. ابو سعيد خدرى، مجاهد، قتاده و كلبى نيز اين را گفتهاند.65 نظر شيعيان نيز همين است و نُه نفر از فرزندان حسين را نيز به ايشان اضافه مىكنند. البته نظر شيعه كمى بعد، به طور مستقل ذكر خواهد شد. اينها در تأييد نظريۀ خود، به آيه اشاره مى كنند كه آنچه در آن آمده، مخصوص ذكور است نه زنان و آن: «
لِيُطَهِّرَكُمْ. . . عَنْكُم » است و اگر اختصاص به زنان داشت مى بايست بفرمايد «ليطهركن. . . عنكن» . البته دو حديث «كساء» و «مباهله» هم روشن مىكنند كه مراد از آيه همان افراد ياد شده هستند. همچنين به آيۀ «
قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى »66 نيز استدلال كرده و گفتهاند: قربى آل محمد و همان افراد ياد شده هستند.67 به اينها اعتراض شده كه گروهى از مفسران، قربى را به تقرّب به خدا تفسير كردهاند؛ يعنى در مقابل تبليغ، چيزى از شما نمىخواهم جز دوست داشتن در تقرّب به خدا. ابن عباس گفته است: «يعنى اجرى از شما نمىخواهم مگر اينكه مرا به خاطر قرابت و نزديكى كه به شما دارم دوست بداريد؛ چرا كه كسى از قريش نيست مگر اينكه ميان آنها و ايشان قرابتى باشد.»68
و اگر بپذيريم كه آن قرابت نسبى است، اينكه محصور در افراد ياد شده باشد را نمى پذيريم بلكه شامل تمام قريش مىشود تا به خاطر نزديكى آنها به پيامبر حقوقشان مراعات شود و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند.69
نظريۀ پنجم:
آل و خاندان او پيروان ايشان هستند؛ يعنى امّت وى تا روز قيامت و شامل دور و نزديك ايشان نيز مىشود. اين نظريه از جابر بن عبدالله، برخى صحابه و سفيان ثورى روايت شده و نووى و ازهرى نيز اينرا ترجيح دادهاند.
اينان به حديث وا بن اسقع ليثى - از اصحاب صفّه - تمسك كردهاند كه پيامبر حسن و حسين ا صدا زدند و هر كدام را برروى يكى از پاهايشان نشاندند و فاطمه و شوهرش را نيز به آغوش خود نزديك كرده، سپس لباس خود را دور ايشان كشيدند و فرمودند: « «
اللهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلي » واثله گويد: پرسيدم: اى پيامبرخدا، من نيز از اهل شمايم؟ فرمودند:
«وَأَنتَ مِن أَهلِي» 70 دليل آوردهاند كه واثله از بنى ليث بن بكر بن عبد مناف بوده، و اينكه او از صحابى و تابعين پيامبر مىباشد. اينكه پيامبر سلمان و عبدالله بن مسعود را نيز از اهل بيت خود به حساب آوردند، مؤيد اين معناست.71
گفتهاند: لفظ «آل» از «آل» «يؤول» ، به معناى رجع مشتق شده و بازگشت اتباع هم به متبوع ايشان است؛ چرا كه او امام و مولاى ايشان است.72
علامه دوانى مىگويد: «آل او كسانى هستندكه از طريق نسب يا نسبت به ايشان باز گردند و همانطور كه بر گروه اول [نسب] صدقۀ ظاهرى را حرام كرده، برگروه دوم نيز صدقۀ معنوى را؛ يعنى پيروى از ديگران در علوم و معارف. پس آل ايشان كسانى هستند كه به وى بر مىگردند يا به حسب نسبت رساندن به زندگى جسمانى پيامبر؛ مانند فرزندان نسبى ايشان يا به حسب نسبت رساندن به حيات عقلى پيامبر؛ مانند