65مىداند و همو گويد: أيله نام كوهى است در ينبع در ميان مكّه و مدينه. [اعلام قرآن: 153 و مراصدالاطلاع، ج1، ص138].
يعقوبى گويد: مردم از قلزم در بيابانى و صحرايى، شش منزل راه تا أيله مىروند و براى اين شش مرحله آب همراه مىبرند و شهر أيله شهرى است با شكوه بر ساحل درياى شور و حاجيان شام و حاجيان مصر و مغرب آنجا گرد مىآيند و داد و ستدهاى بسيار دارد و اهالى آن مردمى بهم آميختهاند. . .
[البلدان، ص 119].
22. كهف: 30
23. تِهامه: جلگۀ پست كه شامل سرزمينهايى از مدينه تا مكه و جّده است. [مراصدج1، ص283].
24. ناحيۀ نجد ميان حجاز و احساء و احقاف در جنوب صحراى شام واقع است و از جانب شرق به عراق مىپيوندد و بيشتر سرزمينهاى نجد مرتفعات شنى است ولى در واحههاى آن درخت عرار و قيصوم و نوعى كاج مىرويد، به علاوه داراى مراتع خوبى است و به همين مناسبت شتر و اسب اين ناحيه شهرتى دارند. شهر عمدۀ آن رياض است كه فعلاً پايتخت دولت سعودى است. شهر حجر در اين ناحيه واقع بوده و عمالقه نيز در نجد و حجاز ساكن بودهاند.
25. جزيرۀ العرب به پنج ناحيه تقسيم مىشود. تهامه، نجد، حجاز، عروض، يمن كه عروض، يمامه است تا بحرين.
26. يمامَه در سمت شرقى مكّه در سرزمينى هموار است، پايينتر از مدينۀ الرسول، فاصلۀ يمامَه از بصره و كوفه شانزده مرحله است. الحساء و قطيف در چهار منزلى مشرق يمامه واقع شدهاند. بيشتر مفسران معتقدند كه اصحاب رس طايفهاى بودهاند كه در يمامه مىزيستهاند و پيغمبرى به نام «حنظله» برايشان مبعوث شده و آنان وى را تكذيب كردهاند.
27. مَنّ؛ مادهاى است چسبناك كه از استحصالات شيرۀ پروردۀ گياهى است و از تركيب قندهاى مختلف تشكيل شده و بطور طبيعى يا براثر گزش حشرات و يا با ايجاد شكاف در تنۀ غالب درختان به خارج تراوش مىكند. اين ماده در ابتداى تراوش مانند شربت است ولى پس از مدتى در برابر هوا منجمد مىشود و به نوعى شكرك تبديل مىگردد. كلمۀ «مَنّ» عبرى است و در تورات و قرآن ذكر شده است و غذايى است كه خدا براى بنى اسرائيل فرستاد: وَ نَزَّلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى وآنان در مدت چهل سال سرگردانى از آن تغذيه كردند تا به سرحد كنعان رسيدند.
مجاهد گفت: اين مَنّ مانند صمغ بود كه بر درختان افتادى. ضحاك گفت: ترتجبين است. . .
مَنّ: گياهان مختلف تشكيل مىشود و مخصوصاً بيشتر از درخت زبان گنجشك استخراج مىگردد، و اقسام مختلفش براى درمان بيماريهاى سينه و لينت مزاج به كار مىرود. كليۀ انواع «مَنّ» به دو دسته تقسيم مىشوند.
1- دارويى از قبيل شير خشت و بيدخشت و ترنجبين و شكرتيغال كه مورد استفادۀ دارويى دارند.
2- مَنّهاى خوراكى از قبيل گزانگبين و گزعلفى كه براى تهيۀ شيرينى گز به كار مىروند.
28. گياه معروفى است كه داراى انواع مختلف است از آن جمله سناى مكّى.
29. بليسان \بَلسَان: گياهى از تيرۀ سدابيان كه به صورت درختچه است و گلهاى سفيدى دارد. همۀ اعضاى اين گياه محتوى ماده صمغى است كه در صورت خراش يا نيش حشرات اين مادۀ صمغى از آن خارج مىشود.
30. نيل: به كسر اول گياهى است درختچهاى از تيرۀ پروانهداران، داراى برگهاى مركب شانهاى. در حدود 250 نوع از اين گياه شناخته شده كه همگى به نواحى گرم كرۀ زمين تعلق دارند و بيشتر به منظور استفادۀ مادۀ آبىرنگ از برگ آنها كشت مىشوند.
31. مُقْل ازرق \ملك ازرق؛ درختى است از تيرۀ بورسراسه و از ردۀ دولپهاىهاى جدا گلبرگ كه مخصوص نواحى گرمسير است. ازاين درخت صمغ رزينى «صمغ سقز» حاصل مىشود كه به عنوان قابض به كار مىرود. به علاوه داراى خواص ضددردهاى بواسيرى و نقرسى مىباشد.
32. مَيعَه: مادهاى رزينى كه از جنس سقز كه از انواع مختلف كاجها به دست مىآيد.