40شنيدن بخشهايى از كلمات نورانى پيامبر، ايمان آورد. در اين دوره، آزار فراوانى از قبيلۀ خود و قبيلۀ قريش تحمّل كرد. با سختى و شدتى كه ياران نخستين پيامبر داشتند، او به همراه شخصيتهاى بزرگى مانند جعفر بن ابوطالب، به دستور پيامبرخدا (ص) ، به حبشه هجرت كرد. بدين روى، شماس بن عثمان از مهاجران نخستين است كه تمام امكانات و معلّقات را به خاطر ايمان خويش رها كرد. پس از هجرت پيامبر به مدينه و سپرى شدن دوران رنج و شكنجۀ مسلمانان در مكه، به همراه مهاجران نخستين، در هجرت دوم، به مدينه رهسپار شد.
وى در رديف اصحاب صفه درآمد و سپس به منزل مبشّر بن عبد منذر رفت و در منزل وى سكنى گزيد. در ماجراى عقد اخوّت ميان مسلمانان، پيامبرخدا ميان او و حنظلۀ بن ابىعامر، عقد اخوّت بست.
«مشهد البدر و الأحد مع رسول الله. . .» 17
«همراه پيامبر در بدر و اُحد شركت كرد.»
شمّاس بن عثمان در جنگ احد، جراحات بسيار برداشت. به فرمان پيامبر (ص) به مدينه انتقال يافت و پس از مدتى در اثر جراحات وارده به شهادت رسيد. پيامبرخدا بر جنازۀ وى نماز خواند و در بقيع دفنش كردند.
16. ابوقتادۀ انصارى
اسم او «حارث» و به گفتهاى «نعمان» و كنيهاش ابوقتاده است. وى فرزند «رِبْعِى بْن بَلْدَمَۀ انصارى» است و مادرش «كبشه» ، دختر «مظهر بن حزام» مىباشد.
ابوقتاده در زمرۀ اصحاب پيامبر (ص) و از شجاعان و دلاوران كمنظير و از برترين ياران پيامبر است كه به همين سبب «فارس رسولالله» لقبش دادند.
مورّخان نگاشتهاند: «ابوقتاده در تمام غزوهها و جنگهاى صدر اسلام همراه پيامبر (ص) بوده ليكن دربارۀ حضور وى در بدر، يك رأى و يك نظر نيستند، لذا برخى او را از بدريون مىدانند و جمعى هم بر اين عقيدهاند كه او از جنگ احد به بعد حضور داشته است.»18
ابوقتاده و همگامىاش با على (ع)
ابوقتاده از ياران مخلص و با وفاى اميرمؤمنان بوده و در تمام جنگهاى زمان خلافت آن حضرت (مانند جمل، صفين و نهروان) حضور داشته و در جمل و صفين، ملازم ركان آن حضرت بوده است.» 19
ابوقتاده، والى مكّه
هنگامى كه على (ع) به خلافت رسيد، خالد بن عاص بن هاشم بن مغيرۀ مخزومى را كه از سوى عثمان والى مكه بود عزل كرد و ابوقتادۀ انصارى را بر ولايت آن شهر منصوب كرد ليكن پس از مدتى، وى را از سمت خويش بركنار نمود و قثم بن عباس را به جايش گمارد.
ابوقتاده به خاطر عشق وافرى كه به على (ع) داشت، از مكه راهى كوفه شد و در كنار آن حضرت تا پايان عمر شريفش در كوفه ماند.
«آنگاه كه امير مؤمنان (ع) آمادۀ حركت به سوى بصره و جنگ با ناكثين گرديد، ابوقتاده مطالبى گفت كه حكايت از ايمان عميق او به ولايت آن حضرت و وفادارى نسبت به او داشت.»20
«اميرمؤمنان در جنگ خوارج، سپاه خود را آرايش داد و فرماندهى ممينه را به حُجر بن عدى و ميسره را به شيث بن ربعى يا معقل بن قيس رياحى و سواره نظام را به ابو ايوب انصارى و پياده نظام را به ابوقتادۀ انصارى سپرد و خود در قلب لشكر قرار گرفت.»21
خطيب بغدادى نقل مىكند: «هنگامى كه امير مؤمنان على (ع) از جنگ با نهروانيان فراغت يافت، ابوقتادۀ انصارى، با شصت يا هفتاد نفر از اصحاب رسول الله، به مدينه مراجعت نمود.»22