70گفتم: مگر حضرت فاطمه3 اينجا بوده است حالا من تاريخ را مىدانستم اما مىخواستم ببينم آنها چه مىگويند؟
گفت: نه، بعد از جنگ خيبر، مردم فدك رفتند آنجا، با پيغمبر صلح كردند و چون فدك با جنگ فتح شد، در اختيار پيغمبر9 بود. غنيمت نبود كه به رزمندگان بدهند. پيغمبر9 هم به دستور خداوند اين را در اختيار حضرت فاطمه3 گذاشت و حضرت فاطمه3 از سال هفتم تا آخر عمر پيامبر9 آنجا را اداره مىكردند و از محصولاتش هزينۀ فقراى مدينه و بهخصوص بنى هاشم را مىپرداختند.
آخرين چشمهاى كه در فدك آب داشت يك قدرى از خزهها رويش را گرفته بود. ديديم آب دارد آنجا حركت مىكند. رفتم قدرى آب بخورم. نمىگذاشتند. يك مشتى از آب خوردم. طراوتش مرا گرفت. برايم خيلى لذّت بخش بود.
من در سفر قبلى، با آقاى امير مقرم، برادر كوچك ملك عبدالله كه در مدينه آن موقع امير بود، سر ميز شام از او پرسيدم و گفتم: چرا آثار تاريخى را در معرض ديد عموم نمىگذاريد. گفت: ما اخيراً تصميم گرفتهايم آثار تاريخى و فرهنگى اسلامى را احيا كنيم و مسلمانها بيايند ببينند. در مدينه هزار اثر ارزشمند شناسايى شده است. در خود مدينه و اطراف مدينه. در كلّ مملكت عربستان 5 هزار اثر تاريخى اسلامى شناسنامه دار شدهاند.
من چند جا در اين مدت كه به مكه و مدينه سفر كردهام ديدهام. يكى از اين جاهايى كه رفتهام همين در راه فرودگاه مدينه روستايى است به نام عُرَيض. بيرون جاده است. آنجا چون على ابن ابراهيم عريضى آنجا هست و مسجدى به نام او بوده، ما رفتيم آنجا. در تاريخ هم خوانده بودم. چند نفر از ائمۀ ما در آن روستا زندگى مىكردند. امام رضا7 را وقتى مىخواستند به خراسان بياورند، از اين خانه حركت دادند. نخلستانهاى خيلى زيبايى هم داشت. رفتيم ميان نخلستانها، گفتند اين نخلستانها همه الآن مال شيعيان است.
از همان زمانى كه ائمه بودهاند، آنجا مزرعه و نخلستان بوده و هم اكنون مانده است. در آنجا معلمى شيعه بود و باغ خرمايى داشت. ما رفتيم باغ، اين معلم شيعه وضع شيعيان منطقه را براى ما شرح داد. اين يكجا بود. يكى از جاهايى كه ديدنى است. مدائن صالح است. من اينها را خوانده بودم. مدائن صالح را و آثارى كه در كوهها و خانههايى كه تراشيده بودند. آن موقع پيغمبر9 به مسلمانها مىگفت كه در قرآن هست و شما داريد مىبينيد خانههايى كه در كوه تراشيدهاند و بعد بلا آمده. يك استانى است به نام العُلى كه مدائن صالح بالاى العلى است. من خواهش كردم از مقامات عربستان كه ما را ببرند آنجا. يك ميهمانى عشيرهاى ترتيب دادند. يكى از كارهاى خوب عربها اين است كه ميهمانهاى صميمى را مىبرند بيابان و زير چادر پذيرايى مىكنند. با هواپيماهاى 330 كه در زمين خاكى هم مىنشيند ما را بردند آنجا. رفتيم آنجا واقعاً ديدنى است. كوههاى بلند متعلق به چندين هزار سال پيش. مردم خانه تراشيدهاند. خانه راهرو دارد، سالن دارد، اتاق دارد. گاهى من مىديدم كه 40 متر ارتفاع خانهها است. گفتم با چه ابزارى اين بالاها را تراشيدهاند. قوم عاد و ثمود و صالح كه در قرآن همۀ اينها هستند. رفتيم آن خانهها را ديديم. واقعاً ديدنى و عبرت آموز است.
بعد از من آن نقطه شد يك نقطۀ توريستى. يكى از جاهايى كه باز به خواهش من آنها موافقت كردند ما برويم، يَنبُع بود. ينبع هم چيزى شبيه همين خيبر و فدك، يك منطقۀ زراعى بوده. زمان پيغمبر دست يهودىها بوده. فتح شده، تقسيم شده بين رزمندگان آن موقع. الآن و بعد از 1400 سال كه من رفتم ديدم جاهايى به نام امام حسن، امام حسين، حضرت على، چاه حضرت على بود. منطقهاى به نام منطقۀ شرفا بود. چون طايفۀ قريش جزو شرفاى آن زمان بودند. محلهاى به نام شرفا بود. حقيقتاً خيلى آثار ديدنى در عربستان هست. ما آنچه در تاريخ مىخوانديم، ديديم. بدر را ديديم. معمولاً زوار را نمىبرند. منطقه جنگى بدر را ديديم. مقبرۀ شهداى بدر را ديديم. خيلى ديدنى است. معجراتى كه آنجا اتفاق افتاده. ملائكهاى كه نازل شدهاند و آن مركز فرماندهى پيغمبر9 چاهى كه براى آب بوده. يكى از جاهاى واقعاً ديدنى بود.
آبار على7 را در بيرون مدينه ديديم. البته آن خادمى كه آمد و به ما توضيح مىداد وقتى ما را شناخت كه ايرانى هستيم مىخواست بگويد متعلق به حضرت على7 نبوده و متعلق به يك على ديگرى بوده.
از مهمترين نقاطى كه مورد علاقۀ ما و همه شماها است، بقيع است. بقيع مملو از شخصيتهاى بزرگ صدر اسلام منجمله چند امام شيعه و احتمالاً حضرت زهرا3 - شايد - آنجا هستند. نمىگذاشتند كسى داخل بقيع برود. وهابىها حرام مىدانند. زنها را اجازه نمىدادند بقيع بروند. من يكى از كارهايم اين بود كه اين سد را بشكنم.
وقتى خودم مىروم با اجازۀ مقامات عربستان مىروم و همۀ زوار به خصوص زنها را هم همراه مىبرم. هر بار رفتهام به همه اجازه دادهاند كه زيارت بياييد. مذاكراتى با مقامات عربستان كردهام. استدلال كردم و گفتم: شما نمىتوانيد تابع افكار خشك يك عده مقدس خشك كه هيچ ارزشى براى ميراث فرهنگى اسلامى قائل نيستند كشورتان را ضعيف كنيد. دنيا براى آثار اسلامى منطقۀ عربستان ارزش قائل است. شما در عربستان بيشتر از همه دنيا ميراث ارزشمند داريد. همه دنيا عاشق هستند كه بيايند اين ميراث را ببينند. اينها را احيا كنيد. بگذاريد مردم دنيا مخصوصاً شيعهها بيايند و از نزديك با ميراث اسلامى آشنا شوند. شما اگر بياييد و اين كار را بكنيد و بقيع را براى آنها آزاد كنيد و اين آثار را نشان دهيد، صدها ميليون شيعه و دوستداران اهل بيت را محب خودتان مىكنيد. شما چرا اين سرمايه را استفاده نمىكنيد چرا مردم دنيا را از دست خودتان عصبانى مىكنيد. اين چه سياستى است؟ ! مملكت دارى اين نيست.
ايشان منطق من را پذيرفت. مشكلاتش را گفت. فكر مى كنم باب گفتگوى ما ان شاءالله اگر خداوند اين توفيق را بدهد يك روزى برسيم به اين كه همۀ آثار متروكه در اختيار مسلمانان سراسر جهان قرار بگيرد.
خيلى ممنون حاج آقا. يك دعا براى ما بكنيد.