103
*
شيخ طوسى نيز به تفصيل نقل كرده كه پس از نزول آيه، پيامبر خدا9 حضرت فاطمه را فراخواند و فدك را به او عطاكرد وكارگزاران فاطمه درطول حيات پيامبر درآنجا مستقر بودند. پس از ارتحال آن حضرت فدك را مصادره كردند .27 *
علاّمه طبرسى از امام سجاد و ديگر معصومين: و از حافظ حسكانى روايت كرده كه پس از نزول اين آيه، پيامبر خدا9 فدك را به حضرت فاطمه بخشيد .28 *
سيد هاشم بحرانى، بيش از ده حديث از طريق شيعه و سنى روايت كرده كه پس از نزول اين آيه، پيامبر به فرمان خدا فدك را به فاطمه عطا كرد .29 *
فيض كاشانى پس از نقل احاديث وارده، در ذيل اين آيه مىنويسد : احاديث در اين معنى، به حدّ استفاضه رسيده است .30
*
ابن مشهدى نيز بيش از ده حديث در ذيل اين آيه، در همين رابطه نقل كرده است .31 2.
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ ؛ «پس حق (ذِى القُربى) را بپرداز.» 32 گروهى از مفسّران شيعه و سنّى در ذيل اين آيۀ شريفه روايت كردهاند كه چون اين آيه نازل شد، پيامبرخدا9 حضرت فاطمه3 را فرا خواند و فدك را به او عطا كرد، كه از آن جملهاند :
الف) حافظ حسكانى، با سلسله اسنادش از ابن عباس .33
ب) فرات كوفى، با سلسله اسنادش از امام صادق7 . 34
ج) عياشى، با سلسله اسنادش از امام صادق7 . 35
د) على بن ابراهيم، با سلسله اسنادش از امام صادق7 . 36
ه-) بحرانى با سلسله اسنادش از امام باقر، امام صادق و ابوسعيد خدرى .37
3.
مَا أَفاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى
.38 «آنچه خداوند از اهل آبادىها بر پيامبر بر گرداند، از آنِِ خدا، پيامبرِ خدا و ذوىالقربى است.»
در اين آيات مباركه، خداوند منّان در مورد آنچه مسلمانان براى به دست آوردنآن ركاب نزده، اسب واسترى نتاختهاند، مىفرمايد: آنها «فَىْء» هستند و ازآنِ خدا و رسول و ذوى القربى مىباشند.
در ذيل اين آيات، مفسّران و محدّثان به داستان فدك پرداخته و آن را جزو «فَىْء» شمرده اند؛ از جملۀ آنها است :
الف) ثعلبى از ابن عباس نقل كرده كه منظور از اينآيه، اموال بنو قُريَضه، بنو نَضير، فدك، خيبر، و عُرَينه مىباشد، كه خداوند همهاش را در اختيار پيامبر قرار داد و اين آيات را نازل كرد و منظور از ذوى القربى خويشان پيامبر هستند و آنها بنىهاشم و بنىعبد المطّلب هستند .39
ب) طبرى نيز همين متن را با سلسلهاسنادش از ابن عباس نقل كرده است .40
ج) قطب راوندى معجزۀ باهرهاى از پيامبر خدا9 روايت كرده كه در فرازى از آن آمده است :
«جبرئيل امين پيامبر را با طىّ الأرض به سرزمين فدك برد و در خانههاى آن به گردش در آورد و آيۀ شريفه را تلاوت كرده، گفت: اى محمد، اين را خداوند به تو اختصاص داده، ديگران هيچ نصيبى درآن ندارند.»
پيامبر9 به مدينه باز گشته، كليدهاى فدك را به مردم ارائه كرد و به حضرت فاطمه3 فرمود :
«دخترم! خداوند فدك را به پدرت اختصاص داد. ديگر مسلمانان نصيبى در آن ندارند. هرگونه كه بخواهم درآن تصرّف مىكنم. مادرت خديجه مهريّهاى در عهدۀ پدرت داشت، پدرت فدك را به عنوان مهريّۀمادرت به تو داد، تا نحلۀ تو باشد، سپس از آن فرزندانت.»
آنگاه پوست دبّاغى شدۀ عُكاظى طلب نمود و به على 7 فرمود :