43
[حسينيۀ هندى باشگاه شيعيان مدينه]
در سال گذشته يكى ازآقايان بزرگ تهران كه سعادت ارادت به ايشان را دارم، يك روز تشريف آوردند منزل بنده كه حسينيۀ هندى معروف است و باشگاه شيعه است، چون شيعه عموماً فقيراند؛ اگر بخواهند عزادارى يا عروسى يا جشن و اطعامى بكنند، جايى كه بشود اجتماع بكنند ندارند، اين بنا كه به نام حسينيه ساخته شده، وقف براى همين منظور است و فعلاً رو به انهدام مىرود. پس از صحبت زياد، تجارى كه همراه ايشان بودند، گفتند كه اگر راهى پيدا مىشد و كار توليدى براى شيعه تهيه مىگشت كه از اين فلاكت رهايى يابند خيلى خوب بود و قرار دادند بنده با عدهاى از سران قوم صحبت كرده، نتيجه را اطلاع بدهم و در ضمن پولى براى تعمير كامل اين باشگاه شيعه تهيه بشود. مدتى با بزرگان شيعه در اين موضوع صحبت كردم ونتيجه را خدمت آن آقا عرض كردم تا حال به نتيجه نرسيده است.
اين را هم بايد متذكر بشوم كه دستههاى كوچك شيعه در اطراف مدينه زياداست و اگر امسال وقت حسابى پيدا كردم صورت كاملى از عده شيعيان اطراف مدينه و اوضاع اجتماعى و اقتصادى آنها تهيه كرده، با عدۀ شيعيان مكه و وضع آنها و براى سال ديگر در همين نشريه منتشر مىنمايم تا خوانندگان محترم درست به وضعيت آن حدود آشنا بشوند و شايد براى حجاجى كه بعد از اين به حج مشرف بشوند بىفايد نباشد.
[كمك به شيعيان مدينه]
نا گفته نماند كه اين بنده در زمان آيت الله فقيد آنچه حق سادات از طرف حجاج ايران و عراق و آفريقا و هندوستان و پاكستان مىرسيد، اوّلاً طبق دفتر به همۀ سادات ساكنين مدينه و حومه نزديك مدينه با حضور عدهاى از رؤساى سادات تقسيم مىكردم و سپس چون اشخاصى هستند كه آبرومندتر از سايرين مىباشند و اهل اين كه بتوانند سراغ حجاج بروند نيستند و يا علويات يتيم دارى كه ممكن نيست دست حاجت به طرف كسى دراز بكنند به آنها خصوصى كمك ديگرى هم كرده و به سادات خارج مدينه كه در دفتر ثبت نيستند هم توسط اشخاص كمك مىكنم.
يك نكته هم لازم است متذكر بشوم و آن اينكه دستهاى ازسادات يا مجهول السياده در موسم حج ميان حجاج شيعه گردش كرده، طلب سهم سادات مىنمايند. به اينها آقايان حجاج نبايد پول حسابى بدهند چون هر كدام از اينها كه سيد هستند ناچار از دفتر عمومى سادات همه ساله اقلاً توسط بنده پول مىگيرند و در نتيجه آنهايى كه محترم و آبرومند و يا عاجز از گشت هستند، محروم مىمانند؛ لذا توصيه مىكنم كه شايسته است به اين سادات كمك مختصر كرده سهم سادات را بياورند يك جا به همه عادلانه تقسيم بشود.
ديگر آنكه آنچه سهم امام (ع) ازآقايان حجاج مىرسد صرف فقراى شيعه و خانوارهاى بى بضاعت نخاوله كه خيلى زياد هستند مىشود و مقدارى هم به فقراى اطراف مدينه و حومههاى نزديك شهركه شيعه و بسيار فقيراند داده مىشود و مقدارى هم به حسب زيادى عائله و كمى شدت استيصال و قلت گرفتارى و مقدارى هم به حسب دستور مرحوم آيتالله1 به مصارف ديگرى كه اهم آنها تأليف قلوب مستضعفين و كمك به اهل منبر شيعه و كسانى كه در صدد تربيت اطفال شيعه هستند و موارد ديگرى كه اين مختصر گنجايش آن را ندارد، داده مىشود و البته با كمك اشخاص اهل خير اگر نقشهاى كه در نظر هست براى تهيۀ كار توليدى درست بشود، ممكن است پس از چند سال تا حدى وضع معاش شيعه خوب بشود و اميدوارم خداوند تعالى توفيق عمل به وظيفه را به حقير و تمامت برادران ايمانى بنده عطا فرموده، عاقبت همه را ختم به خير فرمايد!
دو نامهاى كه در پى مىآيد، سندهاى زنده از فعاليتهاى شيعه در مدينۀ منوره و مربوط به سالهاى 7 - 1386 ق. است؛ زمانىكه آيت الله لواسانى بر آن بود تا مهديهاى در مدينه بسازد.
آيت الله لواسانى در اين نامه ها از آيت الله ميلانى در خواست مى كند كه اقدامى در جهت رفع توقيف از بناى مهديه در مدينۀ منوره به عمل آورد و در صورت صلاحديد، از دولت ايران هم بخواهد كه دخالت كند: