35كه بر اساس ارزشهاى متفاوت دركنار هم زندگى مىكردند، يك نظامنامهاى ترتيب مىدادكه ضمن احترام به عقايد مذهبى مختلف، بر اساس يك سرى اصول مشترك، با محوريت رهبرى پيامبر (ع) در كنار هم زندگى مىكردند و همه، ملزم به رعايت آن اصول مىشدند؛ لذا پيامبر خدا با دعوت از نمايندگان (خبرگان و بزرگان) همۀ طوايف موجود در مدينه و با هماهنگى با آنان، نظامنامهاى را ترتيب داد و آنرا به امضاى نمايندگان همۀ گروهها رسانيد؛ البته مىتوان گفت اين نظامنامه در واقع پايهگذارى حكومت اسلامى بود؛ زيرا اصول اين قرارداد بر اساس قرآن بود و در آن تصريح شده بود كه مرجع اختلافات، خدا و رسول خداست و در امور مختلف، مرجع رسيدگى كننده، حضرت محمد (ع) خواهد بود.
بعد از آنكه پيامبر (ع) به گروههاى موجود در مدينه، با محوريت اسلام و زعامت خويش نظم داد، با يهوديانِ بنىقينقاع، بنينضير و بنيقريظه نيز پيماننامهاى امضا كرد كه مفادّ آن چنين است:
«بهموجب اين قرارداد، پيامبر با هريك از سه گروه پيمان مىبندد كه هرگز بهضرر پيامبر و ياران آن حضرت گام بر ندارند و به وسيلۀ زبان و دست، ضررى به او نرسانند. سلاح و مركب در اختيار دشمنانش نگذارند. اگر بهخلاف متن اين قرارداد رفتار كردند، دست پيامبر در ريختن خون وضبط اموال و اسيركردن زنانو فرزندانشان، باز خواهد بود. اين قرارداد از سوى بنىقينقاع به امضاى مخيريق و از سوى بنينضير به امضاى حُيى بن اَخْطب و از جانب بنيقريظه به امضاى كعب بن اسد رسيده است.»59
اين، همان پيمانى استكه هريك از گروههاى يهود (بنوقينقاع، بنونضير و بنوقريظه) يكى پس از ديگرى آنرا نقض نمودند و سپس به سزاى اين عمل خود رسيدند.
گفتار پنجم: تغيير قبله
در مباحث گذشته اشاره كرديم كه انگيزۀ ديگر درگيرى پيامبر (ع) با يهود، ريشۀ فرهنگى داشت؛ يعنى از مسائلى كه يهود از آن بهرهبردارى سوء فرهنگى بر ضدّ اسلام مىكردند، نمازگزاردن پيامبر و مسلمانان به سوى بيت المقدس بود و اين موضوع موجب طعنه زدن يهود شده بود، تا آنجا كه مىگفتند: محمد قبله نداشت تا آنكه ما بر او ياد داديم!60 يا اين كه مىگفتند: تو تابع ما هستى و به سوى قبلۀ ما نماز مىخوانى!61 بنابراين، پيامبر (ع) بسيار آزرده خاطر گرديد و شب هنگام چشم به آسمانها دوخته، منتظر امر الهى بود.
پيامبر (ع) در مسجد بنىسالم، مشغولگزاردن نماز ظهر بودندكه جبرئيل نازل شد و بازوان حضرت را گرفت و او را به سوى كعبه چرخانيد (كه البته اين چرخش تقريباً 180 درجه بود) و اين آيه نازل گرديد: قَدْ نَرَي تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِيالسَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ المَسْجِدِ الحَرَامِ. . . ؛62 «ما ]به هر سو [گردانيدنِ رويت در آسمان را نيك ميبينيم. پس ]باش تا [تو را به قبلهاى كه بدان خشنود شوى برگردانيم؛ پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن. . .»
برخى، زمان تغيير قبله را، ماه هفتم هجرت نوشتهاند63 برخى ديگر گفتهاند: ماه شانزدهم يا هفدهم بوده64 و برخى ماه هفدهم هجرت دانستهاند.65 برخى از محققين آنرا هفده تا نوزده ماه بعد از هجرت ذكر كردهاند.66 زمانى كه قبله از بيتالمقدس به سوى كعبه تغيير يافت، براى يهوديان، گران تمام شد. آنان نگران شدند؛ زيرا اين عمل، شكستى براى آنها و استقلالى براى مسلمانان بود. در عين حال طعنه زدند كه چرا مسلمانان قبلۀ خويش را تغيير دادند.67
اين مسأله موجب تشديد حسادت و كينه ورزى يهود گرديد.