29ى
هوديان مدينه
معنى لغوى و اصطلاحى يهود
پيش از ورود به بحث، معناى لغوى و اصطلاحى واژۀ «يهود» نيازمند بررسى است:
«يهود» از ريشۀ «هود» ؛ «الهود» ، به معناى توبه است. اين واژه در قرآن كريم نيز به اين معنى آمده است: إنّا هُدْنا إلَيْكَ 1 «أي تبنا إليك» ،2 يعنى به سوى تو بازگشتيم.
ابن منظور مىگويد:
«و سمّيت اليهود اشتقاقاً من هادوا، أي: تابوا، و يقال: نسبوا إلي يهوذا و هو أكبر ولد يعقوب، و حولت الذال إلي الدال حين عربت» .3
«يهود» ، جمع است و مفرد آن «يهودى» است. همانگونه كه گفته مى شود؛ مجوس، مجوسى و عجم، عجمى و عرب، عربى.
امام صادق (ع) مىفرمايد: «
سُمِّي قومُ موسي اليهود، لقوله تعالي (إِنَّا هُدنَا إِِلَيكَ)
» .4
بهيهود، بنى اسرائيل گفتند؛ زيرا منسوب به اسرائيل است و اسرائيل لقب حضرت يعقوب ابن اسحاق بن ابراهيم (ع) مىباشد. در برخى از روايات آمده است:
«و كان يعقوب إسرائيل الله و معني اسرائيل الله، خالص الله» . 5
و اما در اصطلاح، به پيروان آيين حضرت موسى (ع) كه از پيامبران اولوا العزم است، «يهودى» گفته شده و ايشان را «كليمى» هم خواندهاند.
ى هود در مدينه
گفتار اول: گروههاى يهودى ساكن مدينه
وقتى از يهود مدينه سخن به ميان مىآيد، سه طايفۀ عمدۀ يهودى ساكن مدينه مراد است، كه در اصل يهودى بودهاند و آنها عبارتاند از: «بنوقَينُقاع» ، «بنو نضير» و «بنوقريظه» .
روشن است كسانى كه آيين يهود داشتند؛ چه قبل از اسلام و چه در زمان پيامبر (ع) در مدينه ميزيستند، منحصر در سه طايفۀ ياد شده نبودند. افرادى از ديگر قبايل مدينه نيز پيش از اسلام مشرك بودند و به آيين يهود درآمدند و گروههاى كوچكى را تشكيل دادند.
از ادلّۀ غير قابل انكار بر اين ادعا، پيمان نامهاى6 است كه پيامبرخدا (ع) در همان ماههاى نخستينِِ ورود به مدينه، آن را با قبايل مختلف ساكن مدينه امضا كردند و اسامى تعدادى از گروههاى يهودى در آن آمده است.
گفتنى است، سه گروه عمدۀ يهودى كه با پيامبر اسلام (ع) درگير شدند، هيچكدام از امضا كنندگان اين پيمان نبودند و اسمى از آنها در اين پيمان به ميان نيامده است؛ بلكه آنان بعدها، پيمانى با پيامبر (ع) امضا كردند.
اكنون اشكالى كه به برخى از پژوهشگران تاريخ وارد است، آن است كه اينان وقتى به شرح سرگذشت سه طايفۀ يهودى معروف در مدينه مى پردازند، مدعى مى شوند كه آن سه طايفه از يهود، پيمان خود با پيامبر (ع) را نقض كردند! و هيچ اشارهاى به متن پيمان و مفادّ آن نمىكنند.
نكتۀ ديگرى كه لازم است به آن توجه شود، مسئلۀ تطهير مدينه از يهود است. بعضى از مورخان محترم تصور مى كنند كه آن، دربارۀ غزوۀ بنىقريظه است7 و اين جاى تأمل دارد، به همان دليلىكه پيشتر اشاره شد. شايد منظور ايشان، همين سه گروه عمده باشند؛ زيرا درگيرىهاى فرهنگى و نظامى پيامبر (ع) با اينان بوده است.
تا آنجا كه بررسى و تحقيقات نشان ميدهد، يهوديان ديگرى (غير از اين سه گروهِ عمده) ، درگيرى نظامى و حتى فرهنگى با پيامبر (ع) نداشتهاند.
گفتار دوم: علّت مهاجرت يهود به مدينه
تاريخ نگاران نوشتهاند كه يهوديان، در اصل، اهل حجاز نبودهاند. آنان در كتب مذهبى خود خوانده بودندكه پيامبرى از سرزمين يثرب ظهور خواهد كرد؛ از اين رو، به اين سرزمين كوچ كردند و در انتظار اين ظهور بزرگ ماندند8 تا جزو نخستين كسانى باشند كه به او ايمان مىآورند.