44استفاده كرد و «مسأله رهبرى و ولايت على (ع)» را در ميان آن جمعيت انبوه مطرح ساخت.
حضرت امير نيز در زمان خلافت خود بارها از اين فرصت استفاده كرده و از آنجاكه منصب «امير الحاج» علاوه بر سرپرستى حجاج در امور دينى و. . . بار سياسى هم داشت، در سال 37 (ه-. . ق.) هم از طرف حضرت امير (ع) شخصى به نام عبدالله بن عباس و هم از طرف معاويه شخصى به نام يزيد بن شجره رهاوى براى تصدّى اين امور عازم شدند كه كارشان به نزاع كشيد و سرانجام بر شخص ثالثى به نام شيبة بن عثمان توافق نمودند. 1در تاريخ اسلام، موارد مشابهى از اين حركتهاى سياسى ديده مىشود كه گروهى براى اجراى سياستهاى خويش از مراسم حج بهره مىبردند; چنانكه معاويه مسأله جانشينى يزيد را در سفر حج مطرح كرد و منصور دوانيقى در سال 136(ه-. ق.) امير الحاج شد و در همان مراسم، به نفع خود بيعت گرفت. همچنين حضرت ابوذر در زمان عثمان، يك سال به حج رفت و در كنار كعبه، ضمن نقل رواياتى از پيامبر (ص) درباره دوستى با عترتش، از وضع موجود انتقاد كرد 2و نيز عمل سيد الشهدا (ع) در ايام حج و سخنرانى انقلابى آن حضرت در ميان جمعيت، نمونه بارز استفاده سياسى از حج است كه حتى براى اين منظور چند ماه در مكه توقف كرد تا موسم حج فرا رسد و مردم از سراسر عالم در اين مكان جمع شوند و حضرت به تبليغ بپردازد.
همچنانكه آن حضرت در سال 58 (ه-. ق.) دو سال قبل از مرگ معاويه در سرزمين منا در ميان جمعيت هزار نفرى، به انتقاد از معاويه پرداخت و فرمود:
«فَإِنَّ هَذَا الطَّاغِيَةَ قَدْ صَنَعَ بِنَا وَ بِشِيعَتِنَا، مَا عَلِمْتُمْ وَ رَأَيْتُمْ. . .» . 3
«همانا اين طاغوت (معاويه) ، برخوردهايى با ما و شيعيان ما كرد كه همه شما مىدانيد و ديدهايد و گواهبودهايد.»