41«حج را براى مردم برپا دار و ايام الله را به آنان يادآورى كن.» 1شاهد قطعى ديگر بر اينكه مديريت حج، از شؤون حكومت اسلامى است، گفتار امام صادق (ع) است كه فرمود:
«اگر مردم فريضه مهم حج را تعطيل كنند و خانه خدا بىزائر شود، بر حكومت اسلامى فرض و لازم است مردم را براى انجام حج اجبار نمايند; چه آنان مايل باشند و يا نباشند و اگر مردم قدرت مالى براى رفتن به مكه نداشته باشند، بر حكومت اسلامى است كه هزينه آنها را از بيت المال تأمين كند.» 2بنابر اين، برپايى مراسم باشكوه حج، يكى از شؤون واجب و لازم حكومتهاى اسلامى است. شاهد اين مطلب آن است كه بزرگانى چون شيخ حرّ عاملى (صاحب وسايل الشيعه) ، آيتالله بروجردى، شيخ كلينىi و. . . از اين روايات، «وجوب» استفاده كرده و عنوان باب را «باب وجوب اجبار الوالى الناس على الحج» گذاشتهاند. 3شاهد ديگر، دستهاى از روايات است كه حج را نوعى بيعت با رهبران و حاكمان الهى مطرح كرده است; چنانكه امام باقر (ع) در اين زمينه فرمود: «مردم مأمور شدهاند كه دور اين سنگها طواف كنند و آنگاه نزد ما بيايند و پايدارى خود را نسبت به اطاعت و رهبرى ما اعلام و امكانات و قدرتشان را براى يارى اهداف ما عرضه كنند; «إِنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ يَأْتُوا هَذِهِ الاَْحْجَارَ فَيَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ يَأْتُونَا فَيُخْبِرُونَا بِوَلاَيَتِهِمْ وَ يَعْرِضُوا عَلَيْنَا نَصْرَهُمْ» از جمله «وَ يَعْرِضُوا عَلَيْنَا نَصْرَهُمْ» برداشت مىشود كه حج يكى از شؤون حكومت اسلامى است وگرنه «عرضه كردن نصرت» چه معنايى خواهد داشت و از تعبير كردن «كعبه» به «سنگ» استفاده مىشود كه كعبه بدون «ولايت» سنگى بيش نيست و طواف پيرامون آن، مانند طواف پيرامون سنگ است.
پس در واقع، يكى از اهداف حج، ملاقات با رهبران الهى و اظهار ولايت و عرضه كردن نصرت و يارى به امام است; همانگونه كه امام باقر (ع) در روايت ديگر