148در شمال سوريه مىرسيد. شاعر ما در آنجا قبر اويس قرن را زيارت كرده است. از اينجا باز به سمت شمال رفته به ديار بكر مىرسيدند و پس از طى مسيرى طولانى كه شاعر ما نام آن محلات و روستاها و شهركها آورده به حلب وارد مىشدند.
اين زمان مثل گذشته، در جاىهاى مختلف بايد به بهانههاى گوناگون پولهايى داده مىشد. در اين شهر قنسول ايرانى حضور داشت و او از احسان وى اظهار شادمانى كرده است، گويى با اين شادمانى بخشى از مصيبتهاى راه ميان وان تا بدليس را فراموش كرده است.
ز احسان قنصول باشيم شاد
نياريم از وان به بطليس ياد
با اين حال در آنجا نيز گرفتارىهاى مختلفى بروز كرده كه مهمترين آنها همان پرداختهايى است كه با انواع حيلهها از حجاج مىگرفتند.
بدادند آن پول را نيز حاج
كه هر روز باج است بر روى باج
در حلب وى به زيارت مقام رأس الحسين رفته و سپس دنباله سفر كه رفتن به سمت حما و سپس رسيدن به دمشق است. دمشق هر چه هم آباد باشد وقتى يك حاجى شيعه آنجا مىرسد، برايش «شام خراب» است و براى شاعر ما هم چنين است. او بلافاصله به ياد كربلا مىافتد و اشعار چندى در روضۀ مجلس شام مىخواندولى شيعيان اين سخن بشنويد
سر شاه دين را به حكم يزيد
به همراهى اهل بيتش تمام ز كوفه نمودند وارد به شام
ده روز بعد از شام حركت كرده از شهرهاى مختلف و معروف اين مسير مانند معان و تبوك مىگذرند تا به مدينۀ منوره مىرسند. شاعر ما براى مدينه شعر بسيار اندك مىسرايد؛ يعنى فقط هشت بيت و سپس حركت به سمت مكه آغاز مى شود. از مكه هم معالاسف شعر فراوانى نگفته و اطلاعات ارائه شده اندك است. ايستگاه بعدى كه مسير بازگشت است، شهر جده است. جهاز كوچكى از راه مى رسد و آنان سوار شده و 18 روز بعد پس از گذر از بندر بوشهر به شهر بصره مى رسند. اين مسير بسيار طولانى و براى كسى كه مسافرت