116اين احاديث ساختگى، دست به دست مىگشت تا اين كه به كتابها راه يافت و در لابهلاى متون احاديث صحاح و مسانيد اهل سنت جاى گرفت. در پيشاپيش همۀ كتابهاى حديث و صحيح ترين منابع حديثى و مورد اعتمادترين كتابهاى روايىِ؛ صحيح بخارى، صحيح مسلم و صحاح چهارگانۀ ديگر، معرفى و به ساير كتابهاى حديث و تاريخ و تفسير از اين منابع، منتقل گرديد و نويسندگان و مؤلفان اين كتابها، بدون نقد و بررسى، اين مطالب ساختگى را به عنوان حديث پيامبرخدا و تاريخ و سيرۀ آن حضرت، در اختيار مسلمانان قرار دادند و گاهى همين مطالب بى اساس، از رواج بيشترى برخوردار شد و حديثهاى صحيح و مطالب واقعى تحت الشعاع قرار گرفت و به فراموشى سپرده شد.
داستان لدود 1
يكى از داستانهاى ساختگى و حديثهاى جعلى، كه در منابع اوليۀ اهل سنت نقل گرديده، حديث «لدود» است.
خلاصۀ اين افسانه، كه از عايشه نقل گرديده، اين است كه:
در روزهاى آخر عمر پيامبر اسلام و در دوران شدّت مريضى اش، كه در حال اغما به سر مىبرد، با صلاحديد همسران حضرت و كسانى كه در منزل حضور داشتند، معجون و دواى تلخى، كه به افرادِ مبتلا به سينهپهلو داده مىشد، به دهان پيامبر ريختند و پيامبر خدا در آن حال اشاره كرد كه دوا را به دهانش نريزند.
عايشه مىافزايد: ما فكر كرديم امتناع پيامبر از خوردن دارو، بدان جهت است كه هر مريضى از خوردن دوا كراهت دارد و امتناع مىورزد و لذا به امتناع و اشارۀ آن حضرت ترتيب اثر نداديم و دوا را به دهانش ريختيم. چون پيامبر به هوش آمد و تلخى دوا را در دهانش احساس كرد و متوجه شد كه به دهانش دارو ريخته شده، سوگند ياد كرد كه: بايد به مجازات اين عمل، در برابر چشمانم، به دهان تمام كسانى كه در مجلس حضور دارند، به جز عباس، از آن دارو ريخته شود و طبق