115«إنّ فى أيدى الناسِ حقاً و باطلاً، وصدقاً وكذباً، و ناسخاً ومنسوخاً، ومحكماً ومتشابهاً، وحفظاً و وهماً ولقد كذب على رسول الله على عهده. . .» ؛ «در ميان حديثهايى كه در دست مردم است؛ حق باطل، راست دروغ، ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه و حقايق و اوهام به هم در آميخته است، حتى در دوران حيات پيامبر خدا نيز مطالبى را به دروغ به او نسبت مىدادند. . .»
اغراض و انگيزههاى جعل و دروغ، پس از ارتحال پيامبر اسلام، رو به فزونى گذاشت و به موازات فاصلۀ مردم از دوران زندگى پيامبر (ص) علل و انگيزههاى دروغسازى و شايعه پردازى دربارۀ آن حضرت بيشتر گرديد. دوران پيش از نبوت پيامبر گرامى، چگونگى آغاز وحى و معاشرتش با همسرانش و خلاصه تمام جوانب زندگى آن بزرگوار طبق آمال و اهداف و بر اساس سياستهاى روز رنگآميزى شد. هر كس براى مقصود و هدف خاصى كه داشت، از زندگى آن حضرت مايه گرفت و به صورت حديث (گفتار) و يا سيره (رفتار عملى) پيامبر نقل گرديد و به آن حضرت نسبت داده شد و اين وضع در دوران معاويه شكل اساسىتر و خطرناكترى به خود گرفت كه بحث مفصلى را مىطلبد.