83كردند وسخت بر وىگريستند؛ زيرا ازسوى وى كمكهاىزيادى بهآنان مىرسيد.
تابوت را بالاى جبل الرحمه بردند، سپس به منا آورده، آنجا شترى قربانى كردند. سپس او را در مسجد الحرام طواف داده و همچنان به گريه و زارى مشغول بودند.
آنگاه تابوت را به مدينه برده و او را در آنجا دفن كردند (درر، 1/355، 356) .
تقىالدين مكى فاسى نوشته است كه روز دفن اين «جواد» گريانترين روز در مكه بود. مردم او را به وادى مَحرَم برده، شقّهاى بر روى او انداختند، گويى مُحرم است. سپس او را به عرفات آورده و مردم مكه گريان همراهى كردند تا روى جبل قرار گرفتند. سپس او را به منا آوردند و شترى خريده، ذبح كردند. آنگاه به مكه برده او را در اطراف كعبه طواف دادند. مردم از شدت گريۀ خود، از كعبه غافل شده بودند. حتى زنان هم در آمده جلوى تابوت او گريه كرده و فرياد مىزدند: «وَ كان يَوماً عظيماً» .
سپس او را به مدينه بردند و مردم آن شهر هم مثل مردم مكه عمل كرده، او را داخل روضه برده بر او نماز خواندند. سپس وى را به رباطى كه ساخته بود بردند و آنجا دفن كردند. ميان رباط او با مسجد نبوى، تنها چند ذرع فاصله به اندازۀ يك راه عبور بود (العقد الثمين، 2/216) . اطلاعات بعدى او هم در بارۀ وى، بسيار جالب و خواندنى است. (نيز شرح حال او را در: مرآة الزمان، فى تاريخ الاعيان - حيدرآباد 1951 - 8/1، 248 - 251) .
به هر روى، اين جواد اصفهانى، خدمات زيادى داشت كه گاه به اسم خلفا تمام مىشد. جزيرى از كار جواد در باره درِ كعبه ياد كرده كه نام مُقتفى را روى آن نوشتند. وى مىگويد: عبارت ابن اثير موهم آن است كه مقتفى اين كار را كرده، در حالى كه از آنِ جواد بود (1/47) .
حج ايرانيان در دورۀ ايلخانان
با بالا گرفتن حملۀ مغولان به ايران و سپس عراق، حج رفتن مسلمانان با مشكل مواجه شد. حج رفتن، فرع بر پول داشتن است و هر نوع ناامنى، با فراهم شدن شرايط حج ناسازگار است. اين مشكل با ورود مغولان به بغداد، كاملاً جدّى شد. جزيرى در بارۀ حملۀ اوّل مغولان به بغداد مىنويسد: در 634 عراقىها حج بهجاى نياوردند و عامل آن حملۀ تاتارها به بغداد بود. مستنصر علما را گرد آورد و از ايشان خواست اجازه دهند تا حج تعطيل شود تا آمادۀ جهاد شوند. آنان هم فتوا دادند. بدين