109به حج، كربلا و نجف را نيز زيارت كرده است.
وظيفۀ اصلى درباريانى كه به شهرهاى كربلا و نجف مىآمدند، پخش صدقات بود، كه بدينوسيله ايشان نفوذ و قدرت خود در منطقه را نشان مىدادند. اين همان كارى بود كه حاكمان كشورهاى سنى در حرمين انجام مىدادند.
(athagsinad ilsa) (279) 313/566. s,6DM2
بغداد به احتمال زياد به عنوان منطقهاى حساس تلقى مىشد. از اينرو، دولت عثمانى كنترل حجاج ايرانى را كه به اين شهر مىآمدند، در صدر مهمات خود قرار مىداد. اين موضوع را در حكمى كه در اختيار داريم، مشاهده مىكنيم:
حكم به بيگلربيگى بغداد
دو نفر از نمايندگان شاه كه از «يوكارى جانب» آمدهاند، هدف رفتن در هر راهى را كه داشته باشند، بدان سمت فرستاده شوند. به زوارى كه قصد زيارت مشهد ائمه را دارند و به دو فردى كه از جانب شاه صدقه آوردهاند، تا زمانى كه بتوانند صدقات را به مستحقان و فقراى مشهدين شريفين برسانند، اجازت داده شد ليكن در خصوص امارت ايشان و پخت طعام در صبحگاهان و شامگاهان رضايت ندارم. مگر نه آن است كه زيارت اماكن مقدسه وقت و زمانى معين دارد. زائران بيش از حد معين در مشهدين نمانده و به موطن خويش بازگردانده شوند.
قزلباشهايى به نيت زيارت مشهدين شريفين و حج شريف آمده و همراه خود جنازهاى را براى دفن در آنجا آوردهاند.
اگر فرد در گذشته، از انساب و اولاد و ازواج شاه باشد، مانعى بر اين كار نيست.
زائران ايرانى از گذرگاهى كه در عهدنامهاى ميان دولت عثمانى و حكومت ايران معين شده، خارج نشوند.
a(279) ,71/93,6MD
در فرمانى ديگر مربوط به زمان قانونى سلطان سليمان و خطاب به بيگلربيگى بغداد آمده است:
«مكتوب فرستاده و در خصوص معامله با حجاج ايرانى سؤال شود، حجاجى كه قصد مكه دارند، به بغداد نرفته با الحاق به قافلۀ شام، از راهى ديگر عزيمت نموده، آنانى كه نيت زيارت مشهدين را دارند، در زمانى معين آمده، چند روزى اقامت كرده، نذور خويش را توزيع كرده