98
پيامبر صلى الله عليه و آله در مقابل بدرفتارى يهوديان صبور بود و از نفاقشان چشم مىپوشيد و آنها را با مسلمانان برابر مىگرفت و به آداب و رسوم دينى آنان احترام مىگذاشت. بر پيمان هايى كه با يهوديان بسته بود، استوار بود و اگر يكى از يهوديان بر خلاف پيمان رفتار مىكرد تنها به مجازات او اكتفا مىكرد و ديگران را به گناه او نمىگرفت
يهود به نامهاى «نعمان» و «حارث» گفتند:
بر چه آيينى دعوت مىكنى؟ فرمود: روش ابراهيم و آيين او. آنان گفتند: آيين ما اصيلتر از آيين تو است زيرا ابراهيم، خود يهودى بود. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: تورات بياوريد تا در اين موضوع ميان من و شما داورى كند. آنان از آوردن تورات خوددارى كردند و وحى الهى (سوره آلعمران، آيه 23) در سرزنش اين عده نازل شد. در وقت ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به يكى از اين مدارس يهودى، گروهى از دانشمندان مسيحى نجران در آنجا حضور داشتند. در اين ميان جدال تاريخى ميان علماى يهود و مسيحى در گرفت و هر دو گروه كوشش مىكردندكه ابراهيم را از پيروان آيين خود بدانند؛ 1اما خداى متعال در اين مورد فرمود:
مٰا كٰانَ إِبْرٰاهِيمُ يَهُودِيّاً وَ لاٰ نَصْرٰانِيّاً وَ لٰكِنْ كٰانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مٰا كٰانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ. 2
«ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى؛ بلكه موحدى خالص و مسلمان (تسليم حق) بود؛ و هرگز از مشركان نبود.»
اين موارد و نمونههاى شبيه به آن به خوبى نشان مىدهد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در سيره عملى اش نسبت به پيروان مذاهب، همواره از گفت وگو و جدال احسن براى پيشبرد اهداف مقدسش سود مىجست و هيچ زبان به الحاد، تكفير و بى ارزش بودن اديان ديگر نمىگشود و بلكه به عكس، از آنان مىخواست كه به مفاد تورات و انجيل عمل نمايند و داورى تورات را مىپذيرفت كه نمونه آن گذشت. علاوه بر آن، پيامبر صلى الله عليه و آله پيروان اديان ديگر را از اين كه يكديگر را بى ارزش و فاقد اعتبار مىخواندند سرزنش مىنمود. در قرآن مىخوانيم:
وَ قٰالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصٰارىٰ عَلىٰ شَيْءٍ وَ قٰالَتِ النَّصٰارىٰ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلىٰ شَيْءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتٰابَ. . . . 3