129پيامبر در حالى كه به منظور استراحت در يكى از حجرات همسرانشان بهسر مىبردند، از اين رفتار آنان ناراحت شده، از حجره بيرون آمدند. آنها گفتند: آمدهايم به تو فخر بفروشيم و از نسب و شرف خود كه بر تو برترى دارد، سخن بگوييم. آيا اجازه مىهى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه دادند و شاعر ايشان عطاردبن حاجب و سپس زبرقان شروع كردند به خواندن اشعارى كه از برترى قبيلۀ ايشان حكايت مىكرد. پيامبر نيز به حسانبن ثابت اذن دادند كه با اشعارش، فضيلت اسلام و پيامبرخدا صلى الله عليه و آله را ياد آور شود.
در تاريخ آمده است، وقتى اشعار حسان پايان يافت اقرع گفت: سخنورا و شعراى اين مرد (پيامبر اسلام) ، از سخنرانان و شاعران ما قوى ترند و ما مغلوب شديم. سرانجام آن وفد همگى در مسجد، اسلام آوردند و همراه با هدايا و جوايزى كه پيامبر به ايشان پيشكش نمودند به ميان قبيله شان بازگشتند و آيات آغازين سورۀ حجرات نازل گرديد.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. 1
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چيزى را بر خدا و رسولش مقدم نشمريد (و پيشى مگيريد) ، و تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند شنوا و داناست!»
إِنَّ الَّذِينَ يُنٰادُونَكَ مِنْ وَرٰاءِ الْحُجُرٰاتِ أَكْثَرُهُمْ لاٰ يَعْقِلُونَ 2
«(ولى) كسانى كه تو را از پشت حجرهها بلند صدا مىزنند، بيشترشان نمىفهمند!»
ب) شأن نزول سه آيه از آيات قرآن را به وفد نجران مرتبط دانستهاند. 3هيأت نجران از چهل تن از بزرگان مسيحيت نجران چون سيد، عاقب، قيس، حارث و عبدالمسيح اسقف نجران تشكيل يافته بود كه پس از نماز صبح به محضر پيامبر آمده و اسقف ايشان پرسشهاى مطرح مىكند و حضرت پاسخ مىدهند:
- اى ابو القاسم، پدر موسى كه بود؟
- عمران.
- پدر يوسف كه بود؟
- يعقوب.