59در روايات اهلبيت عليهم السلام گاهى به بطن آيات حج اشاره شده است:
مثال: قرآن كريم مىفرمايد:
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ. 1
«سپس، بايد آلودگىهايشان را برطرف سازند؛ و بايد به نذرهايشان وفا كنند؛ و بايد بر خانه باستانى (كعبه) طواف نمايند.»
در حديثى از امام صادق عليه السلام حكايت شده كه مقصود از آن برطرف كردن آلودگىها، تراشيدن سر است. 2و در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام حكايت شده كه به شخصى فرمودند: مقصود از آيه «ليَقْضُوا تَفَثَهُمْ» ملاقات با امام است.
در همين روايت حكايت شده كه شخص ديگرى از امام عليه السلام در مورد آيۀ بالا پرسيد و حضرت فرمود: مقصود از آن، كوتاه كردن مو و ناخن است و او به حضرت عرض كرد كه شخص اول از شما حكايت كرده كه مقصود ملاقات با امام است. حضرت فرمود: «هر دو صحيح است كه قرآن ظاهر و باطن دارد.» 3فلسفه و حكمت قربانى حج، رسيدن به تقوى است؛ يعنى حجگزار با فدا كردن اموال خود، نشان مىدهد كه در برابر خدا فرمانپذير است و حالت خودنگهدارى و پرهيزكارى خود را به نمايش مىگذارد و روح تقوى را در خود تقويت مىكند.
در اين روايت، نخست ظاهر آيه «ليَقْضُوا تَفَثَهُمْ» بيان شده، كه همان رفع آلودگى ظاهرى و جسمى است، سپس با الغاى خصوصيت، يك قاعدۀ كلّى از آيه بهدست مىآيد كه در حج «رفع آلودگى مىشود؛ چه جسمى و چه روحى و معنوى» ، سپس اين قاعدۀ كلى بر مصاديق جديد تطبيق مىشود كه همان رفع آلودگى معنوى و آمرزش گناهان بهوسيلۀ ملاقات با امام است.
اينگونه مطالب نيز از اسرار آيات حج است كه در احاديث اهلبيت عليهم السلام بيان شده و مىتوانيم از آنها الگوگيرى نموده، با دقت در موارد مشابه اجرا كنيم.