61«يك روز در حرم باد مىجست و صبح در برابر كعبه نشسته بود، كه جمله استار كعبه از آن باد در رقص آمده بود، شيخ را از آن حال وجد پيدا شد. از جاى برجست و گفت: اى رعنا عروس سرافراز، كه درميان نشستهاى وخود را چون عروسىجلوه مىدهى وچندين هزار خلق در زير خار مغيلان به تشنگى و گرسنگى در اشتياق جمال تو جان داده، اين جلوه چيست؟ ! كه اگر تو را يك بار بَيْتي گفت، مرا هفتاد بار عَبْدي گفت.» 1مبارزه با هواى نفس
مبارزه با هواى نفس نزد عرفا از حج بالاتر است. عطار، در ذكر حال محمدبن فضل بلخى آورده است كه گفت:
«عجب دارم از آن كه به هواى خود به خانۀ او رود و زيارت كند، چرا قدم بر هواى خود ننهد تا بدو رسد و به او ديدار كند؟ !» 2حاجيان، به قالب، گرد كعبه طواف كنند، بقا خواهند و اهل محبّت به قلوب گردند گردِ عرش، و لقا خواهند
آه كشيدن از فراق حج
آه كشيدن و سوختن از فراق حج و آرزوى وصال كعبه نزد عرفا، از حج بالاتر است.
دربارۀ سفيان ثورى نقل است كه:
«جوانى را حجّ فوت شده بود، آهى كرد! سفيان گفت: چهل حجّ كردهام به تو دادم تو اين آه به من دادى؟ گفت: دادم. آن شب به خواب ديد كه او را گفتند: سودى كردى كه اگر به همۀ اهل عرفات قسمت كنى توانگر شوند.» 3و دربارۀ عبداللّٰه مبارك نقل است كه:
«روزى در دهۀ ذىحجّه به صحرا شد و از آرزوى حج مىسوخت و گفت: اگر آنجا نِيَم بارى بر فوت اين حسرتى بخورم و اعمال ايشان بهجاى آرم كه هركه متابعت ايشان كند در آن اعمال كه موى باز نكند و ناخن نچيند او را از ثواب حاجيان نصيب بود.» 4