263. أَرِنٰا مَنٰاسِكَنٰا 1؛ با توجه به توضيحى كه پيشتر در ذيل اين آيه آمد، اين آيه هم فىالجمله دلالت بر اصل وجود حج دارد. توضيح بيشتر آيات و رواياتى كه دلالت بر وجود حج و بعضى از اعمال آن دارد، پيشتر گذشت.
11 - ابراهيم در قربانگاه
از آيات ديگرى كه دلالت بر وجود حج و بعضى از اعمال آن دارد، آيات زير است:
فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قٰالَ يٰا بُنَيَّ إِنِّي أَرىٰ فِي الْمَنٰامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَرىٰ قٰالَ يٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِينَ فَلَمّٰا أَسْلَمٰا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ وَ نٰادَيْنٰاهُ أَنْ يٰا إِبْرٰاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا إِنّٰا كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْبَلاٰءُ الْمُبِينُ وَ فَدَيْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ. 2
اين آيات بر اساس رواياتى كه در ذيل آن، در تفسيرهاى البرهان، نور الثقلين، مجمع البيان و الدرّ المنثور 3و كتب تفسيرى ديگر و بعض كتب روايى 4نقل شده، مربوط به يكى از اعمال حج؛ يعنى قربانى مىباشد.
فشردۀ ماجرا اين است كه: حضرت ابراهيم براى اتمام حج، در خواب مأمور شدكه فرزند خود را در راه خدا قربانى كند. از آنجا كه اين تكليف چيزى عجيب و بر خلاف عقل بود، سه مرتبه خواب مذكور تكرار شد تا اينكه اين مسأله براى حضرت مسلّم و قطعى گرديد.
گام نخست اين بود كه اين جريان را با خود فرزند در ميان بگذارد. از اين رو، خطاب به اسماعيل گفت: يٰا بُنَيَّ إِنِّي أَرىٰ فِي الْمَنٰامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَرىٰ ؛ «فرزندم! در خواب ديدم كه خودم بايد تو را ذبح كنم، با تأمل و دقت بگو نظرت در اين باره چيست تا از روى تقليد و كوركورانه نباشد. فرزندى كه نسخۀ پدر بود، با آغوش باز و طيب خاطر عرض كرد: يٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ . اولاً: پدر را با لفظ «اَب» مخاطب ساخت؛ يعنى اين مسأله باعث نمىشود كه من تو را پدر ندانم. ثانياً: عرض كرد: «افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ» و نگفت «اِفْعَلْ مٰا رَأَيْتَ» يعنى به چيزى كه فرمان يافتهاى عمل كن و نگفت: «به خوابى كه ديدهاى عمل نما» .
همچنان كه از امام رضا عليه السلام در اين باره روايت شده كه فرمود:
«أمّا إسماعيل فهو الغلام الحليم الَّذِي بشراللّٰه به إبراهيمُ فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ. . . و هو