176آيات قرآن، از نخستين خانهاى كه براى هدايت جهانيان بنا گرديد، به «بكه» ياد شده و از ويژگىهاى آن؛ مانند مقام ابراهيم و. . . 1فهميده مىشود كه مراد از بكه، همان مكه است.
در تفاسير، به نقل از امام باقر عليه السلام روايت شده كه فرمود:
«اگر مكه را بكه خواندند، براى اين بودكه در آن، زن ومرد مخلوط و درهماند؛ مىبينىكه زنى پيش رويت و زنى ديگر در سوى راستت و زنى طرف چپت مشغول نمازند و تو شانه به شانۀ زنى نماز مىخوانى و هيچ عيبى هم ندارد، در حالىكه اين كار در ديگر نقاط كراهت دارد.» 2و 3حاصل آنكه نقش فعال و مشاركتى زنان را، حتى در وجه تسميۀ مكان حج نيز به وضوح مىتوان ديد. از اين رو، بحث از زنان و حج، از اين نگاه، مسألۀ مستحدثى نيست و خاستگاه دينى و روايى دارد.
ب: هاجر و حج
برخى از نكات مورد اشاره در ارتباط هاجر با حج، عبارتاند از:
1) اصل داستان ازدواج ابراهيم با هاجر و تولّد اسماعيل و نگرانىهاى ساره از اين ماجرا و مأموريت حضرت ابراهيم براى اينكه اين مادر و فرزند را به سرزمين ديگر ببرد، به جهت مشهور بودنش، نياز به شرح و بسط ندارد.
البته در اين نكته كه «آيا مادر و فرزندى كه حضرت ابراهيم آنان را به مكه آورد و مأمور به ذبح فرزند شد، ساره و اسحاق بودهاند يا هاجر و اسماعيل» ، از سوى ساير اديان و نيز از نگاه اسلامى، تشكيكهايى مطرح شده است. در اين ميان، در فرهنگ شيعى، با ادلّۀ فراوانى، جمع بندى نهايى آن است كه: مادرى كه فرزندش را در آغوش داشته و مورد عنايت مكرر الهى قرار گرفته و مسائل حج با او گره خورده، هاجر و فرزندش اسماعيل عليهما السلام است 4و يهوديان از روى حسادت، كوشيدهاند كه داستان ابراهيم در مكه را با اسحاق مطرح كنند.
2) از نكات قابل توجه در داستان حضرت ابراهيم، هاجر و اسماعيل، آن است كه «سعى» هاجر ميان «صفا و مروه» براى جستن آب و غذا در هفت بار، با نگرانى و