167محلّ شكاف كه در ديوار كعبه بازسازى گرديده، ديدنى است. چندين بار در ازدحام و شلوغى، خود را به آن محل رسانده و از نزديك آن شكاف را مشاهده كردم.
در كنار كعبه بودن و با خدا مناجات كردن بسيار لذتبخش و شيرين است. گاهى راز و نياز تا 2 يا 3 بعد از نيم شب طول مىكشد. واقعاً دور شدن از كعبه و مسجد الحرام بسيار سخت است. در لحظات وداع و خداحافظى، احساس مىكنى كه پايت ميل به رفتن ندارد. وقتى مقدارى دورتر مىروى، بار ديگر تصميم مىگيرى كه دو ركعتِ ديگر نماز بخوانى و اين در مواردى، چندين بار تكرار مىشود تا به درهاى مسجد الحرام مىرسى و. . .
ايام تشريق
از سويى اضطراب و از سوى ديگر شوق وجودم را پر كرده است. در روز هشتم ذىحجه، حدود ساعت 10 - 11 شب، به مسجدالحرام رفته احرام مىبنديم و راهى عرفات مىشويم.
يكى از عجايب و زيبايىهاى مناسك حجّ همين است؛ چرا كه در عمرۀ مفرده و يا عمرۀ تمتع، زائران در ميقاتها احرام بسته محرم مىشوند و بعد وارد مكه و مسجد الحرام مىشوند، اما اين بار، همه از مسجدالحرام احرام بسته و با دعاى خير كعبه، به سوى عرفات، مشعر و منا راه مىافتند.
ساعت حدود دو بعد از نصف شب بود كه احرام بسته و به جانب عرفات راه افتاديم.
همگى لبيك گويان، از مسجدالحرام بيرون مىشدند.
فرياد «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ. . .» حاجيان، آسمان را به زمين نزديك و نزديكتر مىكرد و حال و هواى خاصى به محيط بخشيده بود. در لحظۀ بستن احرام، بخشى از احساس و حالات مسجد شجره تكرار و تداعى مىشد و همه سفيد پوش شده بودند.
افاضه و كوچ به سوى عرفات
مسير عرفات پر از جماعت محرم و ازدحام شديد بود و ما پيش از اذان صبح، به خيمههاى عرفات رسيديم. از بدو ورود به آن وادى مقدس، اضطراب و بىقرارى وجودم را پر كرده بود.