89كبار علما هم گفتگو و صحبت داشتيم. با روحانيون، نويسندگانشان و دانشگاهيان در رفت وآمد هستيم و معتقديم اين ارتباطها براى نزديك شدن ما به آنها بسيار مؤثر است و اميدواريم كه انشاءاللّٰه روزى اين فاصلهها كم شود و امّت اسلام در مقابل دشمنان، قدرت خود را نشان دهد.
روزى در مسجدالحرام، در جلسۀ طلبههاى عربستان (كه سال دوم يا سوم بودند) حضور يافتيم، آنها پيرامون ما گرد آمدند و مىپرسيدند: كتاب «للّٰه ثمّ للتاريخ» را خواندهايد؟ ! گويا اين كتاب در حدّ زيادى ميان آنان توزيع شده است. اين امكان وجود دارد كتابهايى - كه نقد محترمانه است - مانند «للّه ثمّ للحقيقه» نيز در ميان علماى آنان توزيع شود؟
آقاى نواب: متأسفانه در عربستان بعضى از گروهها هستند كه اهل رعايت نيستند، حتى چارچوبهاى تعريف شدۀ خودِ دولت را مراعات نمىكنند و پا را فراتر نهاده، زمينههاى اختلاف ميان شيعه و سنى را فراهم مىكنند؛ از جمله اقدام به نشر كتابى كردهاند كه نويسندهاش معلوم نيست و هركس يا هر گروهى باشد؛ از دلارهاى آمريكايى ارتزاق كرده و براى ايجاد اختلاف ميان شيعه و سنى اين گام را برداشته است.
شيعيان خودشان مىگويند اين روايات را قبول نداريم و در هيچيك از كتابهاى ما بهعنوان روايت صحيح از آنها ياد نشده است و اين در حالى است كه اهل سنت معتقدند روايات صحاح همهاش صحيح است! اما در اين كتابها رواياتى هست كه خود اهل سنت قبول ندارند. با اينكه در صحيح بخارى (كه تالى تلو قرآنش مىدانند) و در صحيح مسلم فراوان از اين دست روايات وجود دارد.
بنابراين، ما از فرهيختگان اهل سنت انتظار داريم كه خودشان اينگونه اعمال را تقبيح كنند نه اينكه دامن بزنند و ذهن افرادى را كه تازه در مسير تحصيل قرار گرفتهاند نسبت به شيعه خراب كنند!
كاش اجازه مىدادند كه خودِ شيعه خودش را معرفى مىكرد و مىپرسيدند و پاسخ مىداد، همانگونه كه در دنيا مرسوم است. ما دنبال اين نيستيم كه اهل سنت عقيدۀ ما را بپذيرند، تنها توقع ما اين است كه آنچه مىگوييم را بشنوند و چنين نباشد كه از پيش خود روايات را سر هم كنند و بعد به نقد آن بپردازند!