70الركن الّذِي فيه الحجر الأسود» . 1از اين رو فقها به استحباب فتوا دادهاند و گاه در بيان حكم فقهى، به اتحاد ركن اسود و ركن عراقى تصريح كردهاند؛ چنانكه صاحب جواهر در شرح كلام شرايع الاسلام به اشتمال ركن عراقى بر حجر الأسود تصريح مىكند كه:
« (و) منها أن (يستقبل الركن العراقي) ذي الحجر حال كونه على الصفا» . 2مسألۀ هشتم: جايگاه باب حناطين
ملا احمد نراقى (متوفاى 1245) در كتاب خود پس از اينكه به استحباب خروج از باب حناطين در وداع خانۀ كعبه حكم مىكند، براى تعيين موضع باب نشانهاى را از ملاّ مهدى نراقى نقل مىكند:
«وقال والديالعلاّمة - طابثراه - في المناسك المكية: و هو الباب الّذِي يسمّى الآن بباب الدربية يحاذي الركن الشامي و هو اول باب يفتح في جنب باب السلام من جهة يمين من يدخل المسجد، انتهى» . 3با توجه به قرار گرفتن باب السلام در جهت ديوار شرقى كعبه، باب حناطين نيز در همين سو جاى گرفته است و چون محاذى ركن شامى است بايد ركن شامى را در منتها اليه اين ديوار جستجو كرد كه بر قول اول منطبق خواهد بود؛ زيرا بر اساس قول دوم كه ركن شامى در ملتقاى ديوار شمالى و غربى است، بايد باب حناطين را نيز در همان ضلعها پىگرفت.
چند نكته:
از مجموع موارد متعددى كه ذكر شد، مىتوان نتايج زير را به دست آورد:
1. فقهاى شيعه در طول تاريخ بر انتساب ركن اسود به اهل عراق، نامگذارى ركن اسود به عراقى و ناميدن ركن شمالى به شامى اتفاق داشتهاند. اين توافق در برخى از متون نيز حكايت شده است:
سيد محمد جواد عاملى (متوفاى 1226) در كتاب مفتاح الكرامه آورده است:
«كون الركن الّذِي فيه الحجر ركن أهل