176
منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز
جمعه 20/4/82
سحرگاه روز جمعه، ساعت سه و نيم، روانۀ حرم شده، پيش از نماز فرصتى براى قرائت قرآن دست مىدهد. پس از قرائت قرآن و نماز هفت شوط گرد كعبه طواف مىكنيم. با پلۀ برقى به طبقۀ فوقانى حرم مىرويم. چه صفايى دارد تماشاى جمعيتى كه چونان انگشترى، نگين كعبه را در ميان گرفتهاند. پس از تفرّجى در اين آيينۀ صنعِ حضرت بىچون به هتل مىآييم. . .
پس از صرف صبحانه و استراحتى دو ساعته، به اتفاق تعدادى از دوستان، راهىِ بازار مىشويم. نرسيده به بازار معروف به ابوسفيان، در محلّى به نام شعب ابوطالب مكانى را مىبينم كه در سر آن نوشته شده است: «مكتبة المكّة المكرّمه» . يادم مىآيد در كتابى خواندهام كه زادگاه مطهّر پيامبر در اين مكان بوده است. به سويش مىرويم اما درهايش بسته است و مجال ديدار از داخل مكتبه را نمىيابيم.
شب هنگام، براى انجام عمرۀ مفرده، راهىِ مسجد تنعيم مىشويم كه در وردى شهر مكه قرار دارد و ميقات عمرۀ مفرده است.
كاروانهاى ديگر نيز پيش از ما به اين مكان آمدهاند. نغمۀ لبيك از گوشه و كنار مسجد به گوش مىرسد، ما نيز محرم مىشويم و با ذكر تلبيه سوار بر مينىبوس آبى رنگ، به حرم مىآييم. به حرم كه مىرسيم، از بابالسلام و از ميان حاجيانى كه در حال سعى هستند مىگذريم و اعمال عمرۀ مفرده را انجام مىدهيم و ساعت دو و نيم بامداد براى استراحت به هتل مىآييم.