168را به رويمان گشود. پس از اداى دو ركعت نماز تحيّت و دعا و نيايش، از مسجد على عليه السلام هم كه در نزديكى مسجد غمامه بود، ديدن كرديم.
يك شنبه 15/4/82
نماز صبح را به جماعت در حرم خوانديم.
امروز قرار بر اين است كه پس از نماز در بينالحرمين، روبهروى قبرستان بقيع جمع شويم تا با هم ديدارى از مسجد مباهله داشته باشيم. تابلوى راهنماى زائران در دست من است. به كمك آن، افراد كاروان را به سوى خود خواندم. پس از آنكه همه آمدند به اتفاق راهى مسجد مباهله شديم.
اين مسجد يادآور رويدادى است كه مىگويند: گروهى از رهبران مسيحيان نجران در مدينه به محضر حبيب خدا صلى الله عليه و آله آمدند و راز رسالت او را پرسيدند. او گفت: عيسى مخلوق خداست و گفتوگو در همين زمينه سرگرفت و آياتى؛ از جمله آيۀ مباهله نازل شد.
مدتى پشت درهاى بستۀ مسجد مباهله ايستاديم و سپس با دور زدن مسجد راهى مسجد ابوذر شديم.
در كنار مسجد مباهله بزرگراهى بود كه اندكى غفلت مىتوانست مشكلساز باشد. تابلوى راهنما هنوز در دستم بود و من براى آنكه پيرمردها و پيرزنها راحت بتوانند از اين خيابان رد شوند، در وسط جاده ايستادم و رانندگان با ديدن تابلو، ماشينها را متوقف كردند و زائران يكى يكى به پياده رو رفتند.
دقايقى بعد به مسجد ابوذر رسيديم. اين مسجد درست در خيابانى قرار دارد كه به شارع ابوذر معروف است و به هتل محل اقامتمان مىرسيد. از نامهاى ديگر اين مسجد مسجدالسجده و مسجدالبحيرى است. به روايتى اينجا منزلگاه ابوذر غفارى صحابۀ وفادار پيامبر صلى الله عليه و آله بوده و اكنون محلّ اقامه نمازهاى جماعت است.
دوشنبه 16/4/82
اين سطور را در حالى مىنگارم كه در كنار كفش كن روبروى باب جبرئيل چشم انتظار بازگشت مادر از زيارت هستم. او ساعت 5/8 رفته و هنوز نيامده است. ساعت 15/9 دقيقۀ صبح است، خانم زائرى پيرمردى را با ويلچر آورده و مىخواهد با خود به حرم ببرد اما اجازه