100سياحتنامۀ يوسف نابى؛ يعنى «تحفةالحرمين است. به هر حال، بسيارى از اين آثار، مشتمل بر كلمات و تعبيرات و واژههاى فارسى است؛ چنانكه گاه نام رساله فارسى بود، اما محتواى آن به تركى نوشته مىشد.
نمونۀ آن كتاب «منظومه در مناسك حج» از نالى محمد افندى القونوى (م 1058 / 1674) است كه نسخۀ آن در كوپريلى، احمد پاشا، ش263 موجود است.
هرگاه از ادبيات عثمانى در حج سخن مىگوييم، بايد توجه داشته باشيم كه بسيارى از تركها نيز به عربى مىنويسند. بيشتر آنان در مراكز علمى استانبول درس مىخواندند و به حرمين اعزام مىشدند. اما همۀ نويسندگان مسلمان اين دوره ترك نبودند و فراوان بودند كسانى كه تركى ياد نداشته و صرفاً به عربى مىنوشتند. با اين همه، حمايتهاى مالى دولت عثمانى بود كه مراكز علمى را در سراسر اين ديار به چرخش در مىآورد.
بىشك بايد زبان تركى را ذيلى بر زبان عربى شمرد و ادبيات حج را سارى و جارى در سه زبان عربى، فارسى و تركى دانست.
البته زبان فارسى تا حدّى از سلطۀ عثمانى خارج بود، اما علاقه بدان همچنان تا مدتهاى مديد در نواحى عثمانى نيز وجود داشت و بهخصوص در زمينۀ شعر، بسيارى از تركها، توانايى سرودن اشعار فارسى را داشتند، نمونۀ روشن آن، خود سلطان سليم است كه ديوان فارسى دارد.
توجه داريم كه در روزگار ما، پس از انقلاب عربها در برابر عثمانى، حركتى در جهت زدودن رنگ عثمانى از ادبيات اسلامى آغاز شد و چندان پيش رفت كه گويى اثرى از آن در كار نبوده است. اين در حالى است كه در يك دورۀ طولانى، زبان تركى نقش قابل ملاحظهاى در ادبيات اسلامى داشت؛ همانگونه كه بخشهاى زيادى از آثار معمارى باقى مانده در بخشهايى از جهان اسلام، رنگ عثمانى دارد. سلاطين و پاشاهاى عثمانى، مدارس و كتابخانههاى فراوانى در حرمين ساختند كه نمونۀ معروف آن، كتابخانۀ «شيخ الاسلام عارف حكمت بيك» در مدينۀ منوره است. 1