93«در تمام طول سفرهايم به شرق، لذتها و خوشيهاى مكه را در جاى ديگر نديدم.
من بهزودى خاطرات زيباى خود را از مدت اقامتم در آنجا ثبت خواهم كرد.»
بىترديد بيركهارت در اين سفر فرصت را از دست نداد. بهگونهاى كه 350 صفحه مطلب از ملاحظات و توصيفات دقيق شهر و ساكنانش نوشت. اما در توضيحات خود مطالب مفصلى در مورد بيتاللّٰه الحرام ننوشت؛ مكانىكه در طول شبهاى ماه رمضان، با هزاران فانوس روشن بر ستونهاى اطراف آن جلوه و عظمت مىيافت و جان و جسمهاى خسته، كه يك روز طولانى و گرم را با روزه پشتسر گذارده بودند، در اين حرم شريف جان تازهاى مىگرفتند. 1او (بيركهارت) اجازه يافت براى مراسم حج به مكه برود و اين با ارزشترين فرصت براى اجراى مأموريت جاسوسى او بود.
نكتهاى كه بايد اشاره شود اين است كه بيركهارت پيش از رسيدن به مكه، شرح و توصيف حج و احرام را آغاز كرده بود. او در نوشتههاى خود به مطالب مورخان در مورد سفر حجّ هارونالرشيد و همسرش زبيده، كه در طى 2 سال با پاى پياده از بغداد به مكه آمده و در طول سفر جز لباس احرام چيزى به تن نداشتند، اشاره كرده است. بعد از اين مطالب، از مسجدالحرام، طواف و سعى ميان صفا و مروه و حج عمره سخن گفته و دوباره به مكه اشاره مىكند.
وى يادآور مىشود كه كعبه در زمان جاهليت نيز مورد توجه بوده و مردم تقريباً همانند امروز مراسم حج را به جاى