141كسادىها پيوسته ادامه يافت تا آن هنگام كه اسلام طلوع كرد.
در بيست سالۀ نخست دعوت اسلامى، حج به همان شيوۀ پيشين ادامه يافت؛ زيرا زمام كار به دست قريش بود. در سال نهم هجرى، كه مكه تحت فرمان پيامبر بود، تغييراتى در مقررات حج داده شد، اما حجّى كه بتوان آنرا اسلامى دانست و معيار و قانون براى مسلمانان نسلهاى بعد به حساب آورد، همان است كه در سال دهم هجرت با حضور پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله انجام شد؛ زيرا آن حضرت مصمّم بود مناسك حج را خالص و ناب به مردم بياموزد و آنچه را كه در طول تاريخ، مشركان بر آن افزوده يا از آن كاسته بودند، هويدا كند.
گرچه هر گوشۀ حيات پيامبر براى ما داراى ارزش است؛ چراكه او مشعل هدايت و پيشواى راهيان كوى خداست، ليكن يكى از نقاط برجسته و ممتاز دورۀ پيامبرى حضرت محمد صلى الله عليه و آله واپسين سفر حج آن جناب است كه دو - سه ماه مانده به پايان عمر خود انجام داد.
شخص پيامبر به آن حج اهميت بسيار داد و مسلمانان را به حضور در آن تشويق و ترغيب كرد. مسلمانان نيز بدان بهاى بسيار دادند و همديگر را به حضور در آن فرا خواندند؛ زيرا پس از سپرى كردن فراز و فرودها، گذر از موانع و مشكلات، پشت سر نهادن رنجها و جنگها، تحمّل قطحىها وگرسنگىها، ديدن تنهايىها وناامنىها و. . .
اكنون شاهد دورۀ بلوغ دين و رونق اسلام و گسترش دعوت محمدى و روى آوردن سيلآساى مردم به آيين توحيدى بودند. به همين سبب اين سفر را موقعيتى استثنايى و گرانبها تلقّى مىكردند و با شور وشوق فزون از حد، براى حضور در آن كمر همّت بستند.
نشاط عمومى، چنان جمعيت انبوهى گرد آورد كه تا آن روز نه مكه به خود ديده بود و نه افراد مسلمان در چنان درياى متلاطم انسانى خود را شناور يافته بودند.
حجّةالوداع، به واقع اردويى زيارتى، آموزشى و سياسى بود. وجهۀ زيارتىِ آن روشن است و نياز به بيان ندارد. اما بُعد آموزشى و تعليمىِ آن، بدان سبب است كه پيامبر در اين سفر از هر فرصتى براى تبليغ دينِ خدا و آموختن شيوۀ زندگى انسانى و راه بندگى الهى به مردم بهره برد و امور سرنوشتساز و مهم را بار ديگر به مسلمانان يادآورى كرد و اين افزون بر آموزش مناسك حج بود كه وجهۀ نظر آن بزرگوار در