100بيركهارت گفته است كه نتوانسته بيش از 5 دقيقه در آنجا بماند؛ زيرا حرارتِ بالاى آن مكان غيرقابل تحمّل بوده و چيزى نمانده بود كه او را به صورت بىهوش از آنجا خارج كنند. بعد از آن، بيركهارت داخل كعبه شده و پردهها را توصيف مىكند. او دوبار؛ يك بار پانزدهم ذىقعده و يك بار دهم محرمالحرام، آنجا را مشاهده كرده است.
دومين بار پردههاى جديدى بوده كه محمدعلى پاشا از قاهره فرستاده بود. با اين پارچۀ گرانبها كه به رنگ سياه و زربفت بود، كعبه از خارج پوشانيده شد. اما پردههاى قبلى كه بيش از 20 سال قدمت داشت به قطعات 6 اينچى بريده و به قيمت يك ريال به ثروتمندان فروخته شد. 1يادداشتهايى در مورد ساكنان مكه
بيركهارت در سفرنامۀ تفصيلى خود، هفت صفحه را به ساكنان مكه، طبقات و ويژگيها ودستهبندىهاى اجتماعى، اقتصادى وديگرخصوصيات آنان اختصاص داده است. او در اين مورد مىنويسد:
«اولاً مىتوان گفت كه بيشتر ساكنان مكه را بيگانگان و خارجىها تشكيل مىدهند و قبايل اصيل قريش كه در اين شهر ساكن بودند، مهاجرت كرده و به خارج از شهر رفتهاند؛ زيرا براى آنها چيزى در مكه نمانده كه بر آن تكيه كنند.
با اين حال مىتوان در مكه و محيط اطرافش تعدادى از قبايل بدوى را يافت.»
در زمان حضور بيركهارت در مكه، فقط 3 خاندان معروف قريش در اين شهر مقدس بودند؛ يكى از آنها پردهدارى حرم را به عهده گرفته بود، خاندان ديگر به عنوان نايب حرم مسؤوليت داشت. بيشتر ساكنان مكه، از اهالى يمن و حضرموت بودند و شمار زيادى از هندىها، مصريها، سوريها، مغربىها و تركها در جوار آنان مىزيستند.
علاوه بر آن، تعدادى از ساكنان مكه ايرانى، تاتار، بخارى و كرد و از ساير سرزمينهاى اسلامى بودند.
از قديمىترين سلسلههايى كه در مكه تا آن روز باقى بودند، خاندان اصلى شرفاى مكه هستند كه از دو گلستان حسنى و حسينى، فرزندان امام علىبن ابىطالب عليه السلام، نسب مىبردند. آنگاه بيركهارت به توصيف اين شرفا در داخل و خارج حجاز اشاره