66ستونها نمىكند. در «حواشى شروانى» چنين آمده است:
«الجمرة مجتمع الحصى، حَدَّه الجمال الطبري بأنّه ما كان بينه و بين أصل الجمرة ثلاثة أذرع فقط و هذا التحديد من تفقّهه و كأنّه قرب به مجتمع الحصى غير السائل، و المشاهدة تؤيّده فإنّ مجتمعه غالباً لا ينقص عن ذلك» . 1«جمره محلّ اجتماع سنگريزههاست و جمال الدين طبرى حدّ آن را كه ما بين حاشيه و مركز جمره است سه ذراع تعيين كرده و اين نظر خود اوست و گويا او محلّ اجتماع سنگريزهها را در نظر گرفته است نه سنگهايى كه گسترش پيدا مىكند (و در اطراف پخش مىشود) مشاهده نيز نظر او را تأييد مىكند؛ زيرا محلّ اجتماع سنگريزهها غالباً كمتر از سه ذراع (از مركز دايره) نيست.»
به نقل از شهيد ثانى در «شرح لمعه» آمده است:
«و هي البناء المخصوص أو موضعه و ما حوله ممّا يجتمع من الحصى، كذا عرّفها المصنّف في الدروس» . 2«جمره همان بناى مخصوص يا محلّ آن و يا اطراف آن است كه سنگريزهها در آن جمع مىشود، مرحوم شهيد اوّل در دروس اينگونه آن را تفسير كرده است.»
اين تعبير خواه از شهيد اول باشد يا شهيد ثانى، نشان مىدهد كه:
اولاً: جمره تنها زمين زير ستونها نيست بلكه اطراف آنرا نيز شامل مىشود.
ثانياً: به فرض، محلّ رمى همان قطعه زمينى باشد كه زير ستونهاست، آيا در فرضى كه ستون روى آن قطعه زمين بنا شده، لابد بايد اقرب و نزديكتر به آن را انتخاب كنيم، آيا اقرب، زمينهاى اطراف و مجاور و چسبيده به آن است يا ستونى كه دو سه متر از آن بالاتر مىباشد؟
به يقين زمينهاى اطراف آن اقرب است و هرگاه كسى از طبقۀ بالا رمى كند مشكل بيشتر مىشود؛ چرا كه ستونها در طبقۀ بالا از زمينى كه زير آن قرار دارد، بسيار دور است.
ثالثاً: در حال حاضر سنگ زدن به ستونها بسيار مشكل است با اينكه شايد حدود 10