65«جمره» ، طبق مدارك موجود، همان قطعه زمينى است كه سنگ بر آن مىاندازند (نه ستونها) ولى قدر مسلّم اين است كه آن همان زمين زير ستونهاست و چون در حال حاضر دسترسى به آن زمين نداريم، ناچار به خود ستونها سنگ مىزنيم و اگر روزى ستونها ويران گردد، سنگ بر زمينى كه زير آن است خواهيم زد.
پاسخ: اين احتمال به چند دليل قابل قبول نيست زيرا:
اولاً: از بعضى روايات و كلمات فقها، كه قبلاً آورديم، استفاده مىشود كه بعضى از حجّاج در سابق، روى يكطرف جمره مىايستادند و سنگ به طرف ديگر پرتاب مىكردند (هرچند از اين كار به عنوان حرام يا مكروه، نهى شده است) .
در حديث بزنطى مىخوانيم: «وَ لاٰ تَرْمِ عَلَى الْجَمْرَةِ» ؛ «به هنگام رمى روى جمره نايست.» 1بعضى از علماى اهل سنّت اين كار را اجازه دادهاند؛ مانند محيى الدين نَوَوى در «روضة الطالبين» كه مىگويد:
«وَ لاٰ يُشترَطُ كَونُ الرامي خارج الْجَمْرةِ فَلَو وقف في الطرف و رمى الى الطرف الآخر جاز» .
«شرط نيست كه رمى كننده بيرون جمره بايستد، بلكه اگر در يك طرف جمره بايستد و به طرف ديگر رمى كند كافى است.» 2اين تعبيركه يكطرف بايستد و طرف ديگر را رمى كند، به يقين در مورد دايرهاى كه قطر آن يك متر است صدق نمىكند، بلكه به نظر مىرسد كه محلّ رمى چند متر بوده (مانند حوضچههايى كه امروز اطراف ستونها است) كه بعضى يكطرف آن ايستاده و طرف ديگر را رمى مىكردند.
به نظر مىرسد كه محلّ رمى چند متر بوده (مانند حوضچههايى كه امروز اطراف ستونها است) كه بعضى يكطرف آن ايستاده و طرف ديگر را رمى مىكردند.
به علاوه، بعضى از فقها حدّ آنرا تعيين كردهاند؛ حدّى كه تطبيق بر زمين تحت