59الجمرة و لعدم تيقّن الخروج من العهدة بدونه» . 1«سزاوار است قطع پيدا كنيم كه با وجود بنا، بايد سنگريزهها به آن (بنا) بخورد؛ زيرا الآن معروف از لفظ جمره همان است، به علاوه يقين به برائت ذمّه، بدون آن حاصل نمىشود.»
اين در واقع مهمترين دليلى است كه مىتوان بر مسأله لزوم اصابت به بنا اقامه كرد.
پاسخ: مرحوم صاحب مدارك از معدود كسانى است كه قبل از معاصرين ما، اصابت سنگ را به بنا لازم دانسته و دو دليل براى مقصود خود آورده است كه هر دو قابل مناقشه مىباشد:
دليل اوّل: ايشان مىفرمايد: امروز (در عصر ايشان) معروف در معناى جمره، همان بناست، ما نيز مىگوييم در زمان ما هم معروف همين معنى است ولى اينها هرگز دليل بر وجوب رمى ستونها نمىشود؛ زيرا معروف بودن امروز دليل بر معروف بودن در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و معصومين عليهم السلام نمىشود.
مخصوصاً با آن همه شواهد و قراين فراوان از كلمات بزرگان فقها كه قبل از ايشان مىزيستهاند، كه دلالت دارد جمره همان «مجتمع الحصى» است نه بنا.
مگر اينكه قائل به «استصحاب قهقرى» شويم و به عقب برگرديم كه به زودى به آن اشاره خواهيم كرد كه استصحاب قهقرى از اصل، واجد حجّيّت نيست و محلّ كلام ما ارتباطى به استصحاب قهقرى ندارد.
دليل دوم: ايشان استدلال به اصالة الاشتغال كردند كه اين نيز مخدوش است؛ چراكه احتياط ايجاب مىكند هر دو را رمى كند؛ يعنى آن چنان سنگ به ستون بزند كه سنگ در پاى آن بيفتد.
ايراد ديگرى هم صاحب جواهر بر ايشان گرفته كه آن هم قابل قبول است؛ ايشان مىفرمايند: نمىتوان گفت لفظ جمره وضع شده است براى «ستون» هنگامىكه وجود داشته باشد و بر زمينى كه در زير آن است هنگامى كه ستون نباشد 2(زيرا سابقه ندارد نامگذارى تابع وجود و عدم وجود چيزى باشد) .
به همين دليل صاحب جواهر قدس سره قائل به تخيير در ميان ستون و اطراف آن شده است.
* * *