57به اطراف پراكنده مىشود» و منظور از روايت بالا، افتادن سنگ در سنگهاى پراكنده است، نه در جمره و قطعاً بايد اعاده شود، لذا مىفرمايد: «في الحصى» و نمىفرمايد: «في مجتمع الحصى» .
به علاوه، اين حديث، هم از نظر سند ضعيف است و هم از نظر دلالت. در سند آن «سهل بن زياد» آمده كه مورد اشكال معروف است و از نظر دلالت، در ذيل حديث عبارتى است كه فقها به آن عمل نكردهاند؛ يعنى عمداً يك سنگ را به فردا افكندن.
نتيجۀ بحث روايى
گرچه در هيچيك از رواياتى كه در بالا آورديم و تمام رواياتى كه در باب رمىجمرات آمده، سخن صريحى از موضوع «جمره» به ميان نيامده، ليكن از تعبيرات موجود در آنها مىتوان اطمينان يافت كه «جمرات» چيزى جز محلّ اجتماع سنگريزهها در آن قطعه زمين معيّن از منا نيست و اگر ستونى در آنجا باشد، به عنوان علامت و نشانه است.
ستونى به نام جمره در منا نبوده كه به آن سنگ بزنند؛ بلكه حجاج سنگها را به همان محلّى كه امروز به صورت حوضچههايى در اطراف جمرات بنا شده است، پرتاب مىكردند.
به تعبير ديگر، ستونى به نام جمره در منا نبوده كه به آن سنگ بزنند؛ بلكه حجاج سنگها را به همان محلّى كه امروز به صورت حوضچههايى در اطراف جمرات بنا شده است، پرتاب مىكردند، كمكم بر اثر گذشت زمان مردم علامت را به جاى جمره اشتباه گرفتهاند و رمى آن را به جاى محلّ اصلى قرار دادهاند و به احتمال قوى اين مسأله در قرون اخير صورت گرفته و به صورت يك عرف در آمده است؛ زيرا در كلمات پيشينيان ديده نمىشود، زياد هم نبايد تعجب كرد.