56«جدار» به هر ديوارى گفته مىشود.
بنابراين، معنا ندارد كه به ستونى شبيه ستون فعلى جمرات، حائط بگويند و اگر «حائط» در آنجا بوده، ديوارى شبيه ديوار حوضچۀ فعلى جمرات بوده كه اطراف آن قطعه زمين مخصوص كشيده شده است و ارتباطى به ستون ندارد (دقّت كنيد) .
ب: تشبيه به «صفا و مروه» معناى خاصّى را در اينجا القا مىكند؛ زيرا صفا و مروه دو كوه است؛ يكى كوچك و ديگرى كمى بلندتر و در آنجا ديوارى وجود نداشته است. به علاوه، ديوار بودن چه ارتباطى به مسألۀ وضو دارد، كه مىفرمايد: اين دو (صفا ومروه، و جمرات) حيطان هستند و نيازى به گرفتن وضو نيست.
به نظر ما، منظور از حديث بالا اين است كه: صفا و مروه يك محوّطۀ معمولى است؛ نه مسجد، (مانند جمرات) و هيچ يك از اين دو، حكم خانۀ كعبه ومسجدالحرام را ندارد، كه وضو گرفتن براى انجام طواف، واجب باشد و براى دخول در مسجد مستحب.
بنابراين، حديث مزبور هيچگونه دلالتى بر وجود ستون در جمرات ندارد، بلكه ممكن است دلالت بر خلاف داشته باشد.
* * *
2 - در حديث ديگرى از عبد الأعلى، از امام صادق عليه السلام چنين نقل شده است:
«قَالَ: قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ رَمَى الْجَمْرَةَ بِسِتِّ حَصَيَاتٍ، فَوَقَعَتْ وَاحِدَةٌ فِي الْحَصَى؟ قَالَ: يُعِيدُهَا إِنْ شَاءَ مِنْ سَاعَتِهِ وَ إِنْ شَاءَ مِنَ الْغَدِ إِذَا أَرَادَ الرَّمْيَ» . 1«به حضرت عرض كردم: مردى جمره را با شش سنگريزه رمى كرده و يكى از آنها در ريگها افتاده؟ فرمود: مخيّر است آن را در همان ساعت يا فردا اعاده كند.»
يكى از فضلا مىگفت: اين حديث دلالت مىكند كه اگر سنگريزه روى سنگريزهها بيفتد كافى نيست، در حالىكه شما مىگوييد جمره همان «مجتمع الحصى» است.
در جواب عرض كردم: همانگونه كه از عبارات فقها استفاده مىشود «الجمرة هي مجتمع الحصى لا السائل منه» يعنى «جمره محلّ اجتماع سنگريزههاست، نه سنگهايى كه