115را تقويت كند. اين كتاب مرورى است بر پيامهاى نبوى در مقاطع مهم تاريخ اسلام در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله؛ پيمان عقبه، بدر، احد و. . . واشاراتى دارد به وضعيت مصيبتبار مسلمانان و تأكيد بر اينكه اين تصور سنىها كه تشيع مذهب عجمها است و حجشان صحيح نيست و براى تلويث كعبه آمدهاند و. . . درست نيست و مخلّ به وحدت و يكپارچگى مسلمانان است.
وى برخى ازدشوارىهاى ميان شيعه وسنى را دردورۀ عثمانى، كه درشهر مكه پديد آمد، مرور كرده و استخفاف و تحقيرى كه سنيان در بارۀ شيعيان اعمال كردهاند را بيان مىكند، آنگاه در پايان، متن نامهاى را كه به پادشاه سعودى نوشته و پيشنهاد تدريس فقه جعفرى را در دانشگاه مدينه كرده، به چاپ رسانده است. و نيز در همين نامه به كارهاى علمى خود در زمينۀ حج و مكه و مدينه اشاره كرده و آنها را به رسم هديه براى ملك ارسال كرده است. ترجمۀ فارسى اين نامه هم درادامه آن آمدهاست. (صص 114 - 129) .
ميرزا خليل بعدها كتاب ديگرى با عنوان «سروش مقدس وادى ايمن مكه و مدينه» چاپ كرد و زير عنوانِ اصلىِ آن افزود: اسمعى يا حجاز.
عنوان ديگر اين كتاب «قبلۀ اسلام، كعبه يا مسجد الحرام» است كه (ضمن440 صفحه) در سال 1356 ش. انتشار يافته است. محتواى آن، علاوه بر مباحث اصلى مورد نظر وى، ارائۀ گزارشها، تصاويرِ نامهها و عكسها و اسنادى است كه به نوعى با فعاليتهاى وى در كنگرههاى مختلف در اختيارش بوده است. برخورد او با وهابيت در اين كتاب قدرى تندتر از گذشته مىنمايد و وى مىكوشد - گرچه پراكنده - به برخى از دعاوى آنان در زمينههاى مختلف پاسخ دهد.
بخش اصلى كتاب كه پيش از آن تاريخ، گويا به صورت مختصر چاپ شده بوده، از صفحۀ 158 آغاز مىشود. در ضمن، به مباحثى كه به نوعى با فتاوى علماى وهابى مربوط مىشود نيز پرداخته شده كه از آن جمله خراب كردن بناهاى موجود در منا به فتواى علماى مكه؛ از جمله بن باز در سال 1397 (1355 ش.) است (ص 203) . در اين تخريب حتى توالتهاى موجود در منا هم به بهانۀ آنكه نبايد ساختمانى در منا باشد، تخريب شد و ميرزا خليل تلاش مىكند عواقب اين مسأله را كه چه مشكلاتى به لحاظ سلامت براى