112مسلمانان و تلاش شلتوت و مرحوم بروجردى براى وحدت سخن گفته است. وى در اين مقدمه از «استخفافى كه هر سال نسبت به حجاج و زوار و تجّار ايرانى از طرف متعصّبين اهلتسنن اصطلاحى مىشود» سخن گفته و كوشيده است تا نشان دهد كه وحدت مسلمين تا چه اندازه مىتواند رشتۀ مودّت و اتحاد ميان آنان را استوار كرده و آنها را در مقابل دشمنان متّحد سازد.
ميرزا خليل شرحى از سفر نخست خود كه از طريق نجد به حج مشرف شده و مربوط به سال 1367 / 1327 ش. مىشود به دست داده كه فوقالعاده جالب توجه است:
«در سفر اول كه به حج مشرف شدم قافلۀ ما از طريق نجد گذر مىكرد. در مدينۀ منوره، بعضى مفسدهجويان را مشاهده كرديم كه تربت را بهانه كرده مفسدهها برپا كردند. به عكس آنچه در آن سفر از عظماى مصريين، نمايندگان اخوان المسلمين مانند مرحوم شيخ حسن بنا در نطقهاى پرشور خود در مكه و مدينه نهايت پختگى و خيرخواهى و افكار مصلحانه ديده شد و شنيده شد. . .
عدد حجاج ايرانى در اين سال از ده هزار مىگذشت كه با سيارات و اتومبيلهاى خود در رفتن و آمدن تحمّل مشقات سفر را كرده و يك دنيا اخلاص نسبت به ساير مسلمانان. . . داشتند. . . ليكن بعضى عساكر سعودى و افراد ارتش از افسر و تابعين، با يك نوع استخفافى با ما روبرو شده و سخنانى تحقيرآميز به ما مىگفتند؛ از قبيل اينكه اين سيارات از قومى هستند كه بر تربت سجده مىكنند. . . سپس باز در حرم نبوى در مسجد مدينه بعضى ماجراجويان را ديديم در صفوف نمازگزاران مىگشتند و متعرض مهر نماز نمازگزاران ايرانى مىشدند. . . موقعى من در صفّۀ مباركه مسجدالنبى نشسته، مشغول تلاوت قرآن بودم. . . در اين ضمن وسط مسجد غوغايى برخاست. شخصى را مىزدند و كشان كشان تا نزديك صفّه رساندند. آنجا يكى از غلامان سياه حرم. . . با عصايى كه به منزلۀ گرزى بود برخاست و با آن گرز بر پشت آن بينوا نواخت. (ص 23 - 25)
وى در ادامه، گفتگوى خود با يك مصرى را، در بارۀ كشتن ابوطالب يزدى،