81مدرك نخست مربوط به كوليرا، در سال 1849 م در مصر و مكّۀ مكرّمه است كه عربى مشرفى آن را در خصوص مصر بيان مىدارد و مىگويد: ما در دوم ذى حجّه 1265ق. به مصر در آمديم و اپيدمى بوقُلَيب 1را در آنجا يافتيم. اين بيمارى مهلكى بود كه روزانه جان بيش از هشتصد نفر را مىگرفت، 2امّا در خصوص مكّۀ مكرّمه، مشرفى هنگام سخن در بارۀ يكى از جاسوسهاى فرانسوى به اين اپيدمى اشاره كرده مىگويد:
«در سال 1265 ق. در ايّام حج كشيشى را در مكّه مكرّمه ديدم كه وابسته به قنسولگرى فرانسه واقع در جدّه بود، شايد غرض او از پوشيدن لباسى همچون لباس مردم مكّه، خبرچينى بوده باشد، و چون پيش از وقوف در عرفه، مرگ و مير بالا گرفت و طواف كنندگان خانۀ خدا با چنين فاجعهاى روبهرو شدند، همان جاسوس فرانسوى را ديدم كه گريزان از وبا از دارالوداع مىگريخت و سوى جدّه باز مىگشت. 3مدرك دوم مربوط به كوليرا، در سال 1858م است كه فيفائى به مناسبت قرار گرفتن در قرنطينۀ ينبع، آن را بيان مىدارد. دليل اين قرنطينه 4گزارش شيوع وبا در حجاز بود كه به حاجيان رسيد. 5مدرك سوم مربوط به كوليرا، در سال 1893م است كه هم سبعى و هم صوابى نقل كردهاند. سبعى مىگويد: «اين بيمارى و مرگومير ناشى از آن، رو به فزونى نهاد و مردم با وجود مراقبت بسيار، با بيمارى خود به مكّه گريزان مىشدند و يكى از همسايگان ما با نام حاج احمد، كه از مردم تلال بود، در گذشت و در مكّۀ مكرّمه بسيارى از اهالى آن و ديگران جان باختند» . 6صوابى نيز هنگام سخن از قرنطينۀ علور مىگويد: «ما در كوه طور فرود آمديم و به سبب فراوانىِ مردگان بيست و هفت روز در آنجا مانديم» . 7آخرين مدرك، رنگى عمومى دارد و حسن غسّال هنگام سخن در بارۀ مسألۀ تقدّم حج بر زيارت، بدان اشاره مىكند.
او پس از توضيح اين نكته كه حج اولى است مىافزايد: «ولى در اين سالها زيارت بر حج تقدّم يافته است؛ زيرا احكام زيارت جارى نمىشود و راهها امن شمرده نمىشوند و مهمتر از اينها همه، اگر ثابت شود كه حاجيان به وبا آلودگى يافتهاند، زيارت بسى دشوار مىشود و جز با سختىِ بسيار، انجام شدنى نيست. هرگاه اين گروه به دروازۀ مدينۀ منوّره برسند، اين دروازهها به روى زائران بسته خواهد شد و تنها يك دروازه بر