64سفرنامۀ احمدبن محمّد سبعى كه در سال 1310 ه. / 1883 م به حج رفته است. 1سفرنامۀ حسن بن محمّد غسال كه در سال 1315 ه. / 1888 م به حج رفته است. 2دوّم: درونمايۀ اسنادمربوطبهحج؛ اعمّ از نامههاى دولتى ونگاشتههاى ديپلماتيك، بازرگانى و پزشكى و ديگر اسنادى كه رويدادها را نوبهنو ثبت كرده است. اين اسناد، منبعى غنى از دادهها را تشكيل مىدهد، و مىتوان در پرتو آنها در گفتههاى حاجيان در بارۀ سفر خود به شرح و تحليل بيشترى دست يافت. بدينسان اين اسناد منبعى ارزشمند شمرده مىشود كه پژوهشگران فرهنگ حج ناگزير بايد بدان مراجعه كنند.
با عنايت به اين درونمايۀ گوناگون، خواهم كوشيد زوايايى از دشوارىهايى را در پيش روى قرار دهم كه حاجيان مغرب از آن رنج مىبردهاند، خواه اين دشوارىها به سبب نقل و انتقال ناهنجار دريايى باشد يا به سبب شرايط بهداشتىِ مربوط به پديد آمدن اپيدمى و تن دادن حاجيان به قرنطينه.
تغيير مسير حاجيان از خشكى به دريا
تا آغازينههاى سدۀ نوزده، رفتن حاجيان به مكّه مقدّسه، اساساً از راه خشكى بوده است و كاروان حاجيان بخش شمالى كه مهمترين كاروان حج در مغرب شمرده مىشده، در شهر فاس متمركز بوده است، و كاروان پرجمعيت از اين نقطه راهى مىشده است، و هيأت رئيسۀ آن از يك رييس با عنوان روحانى كاروان و رييس كاروان تشكيل مىشده كه رييس كاروان را حكومت از سران قوم برمىگزيده است. همراه اين دو، يك قاضى و يك راهبر نيز بوده كه گارد دولتى نيز همه كاروان را پاس مىداشته است. معمولاً كاروان در هفدهم جمادىالثانى يا بيست و هشتم اين ماه، در آغازينههاى رجب، از تازا يا بالاتر از آن، فاس را ترك مىكرده و از دروازۀ فتوح خارج مىشده و در مكانى معروف به ولجة العمّال در ساحل شرقى وادى سيو منزل مىكرده است. اين كاروان با نمودى نغز و اجتماعى خوش نشانْ، خيمه و خرگاهى ديدنى را از روبانهاى چهارگوش و نوارهاى سهگوش بر مىافراشت، به علاوه آنكه كوسها نيز به صدا در مىآمد و زينتها و آذينها آشكار مىشد و بيشتر مردم از شهر برون مىشدند و به جنب و جوش مىپرداختند. 3اينكاروان از تازا ووجده مىگذشت ودو ماه ونيم را سر مىكرد تا با گذر از تلمسان،