131وسپس پاسخ صحيح را از آن حضرت مىشنود.» 1و بدينسان اصحاب از فرصتهاى پيش آمده، حدّاكثر بهره بردارى را در جهت نشر حديث مىكردند. و علىبن جعفر از جمله آنان بود. او در مدت سكونت خود در مدينه، در مسجد النبيّ مىنشست و احاديث ائمه عليهم السلام را روايت مىكرد، در اين راستا، محمدبن حسنبن عمار مىگويد:
«كُنْتُ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ جَالِساً بِالْمَدِينَةِ وَ كُنْتُ أَقَمْتُ عِنْدَهُ سَنَتَيْنِ أَ كْتُبُ عَنْهُ مَا يَسْمَعُ مِنْ أَخِيهِ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ عليه السلام» . 2
«من نزد على بن جعفر در مدينه نشسته بودم و مدت دو سال بود كه رواياتى را كه او از برادرش ابوالحسن [ امام كاظم عليه السلام ] نقل مىكرد مىنوشتم» .
و ابن عنبه مىگويد: در روايت آمده است كه على عُريضى در جمع اصحاب و شاگردانش نشسته بود، محمدبن على [ امام جواد عليه السلام ] وارد شد، علىبن جعفر از جا برخاست و او را در جايگاه خويش نشاند و تا او آنجا بود به احترام او سخن نگفت. 3ب: كوفه: على بن جعفر حوزۀ فعاليت علمى خويش را به بيرون از زادگاهش (مدينه) نيز گسترش داد و به هر جا كه متقتضى ديد، هجرت كرد. عالم بزرگوار محمد تقى مجلسى رحمه الله، پدر بزرگوار مرحوم علاّمه مجلسى مىنويسد: بهطور مسموع، اهل كوفه، علىبن جعفر را به كوفه دعوت كردند و او براى مدت زمانى در آنجا اقامت كرد «و أخذ أهل الكوفة الأخبار منه، و أخذه منهم أيضاً» ؛ «محدثان كوفه، به اخذ حديث از محضر او مشغول بودند و او نيز از احاديث آنها بهره مىگرفت.» 4ج: قم: وى در ادامۀ سخن خود مىافزايد: «ثمّ استدعى القمّيّون نزوله إليهم، فنزلها، وكان بهاحتّى مات بها» . 5
«پس از گذشت مدتى از اقامت او در كوفه، محدثان قمى از او خواستند تا به قم برود و او به آنجا وارد شد و تا هنگام وفات در قم زيست.»
ترديدى نيست كه فراخوانى او به قم كه پايگاه جمعى از محدثان نامدار شيعه بود، نيز بهمنظور استفاده از محضر او صورت گرفته است. گرچه بعضى همچون مجلسى دوم و مرحوم مامقانى ورود او به قم را به دلايلى كه از نظر آنها صحيح بوده است، درست ندانستهاند.