106اوضاع مردمان و شرايط سياسى و تجارى و بازارها و كالاها و كارهاى مقدماتى و هنرها و دانشها و حيوانات و كشاورزى را در بر مىگيرد و از همۀ اينها مهمتر، او نخستين كسى است كه جايگاه واقعى مدينه را، مشخص و مرزبندى كرده است. 1شريف مكه آن چنانكه على بك مىبيند
على بك با شريف غالب، روزى كنار هم بودند، على بك در مورد او مىنويسد:
«وى در دهۀ چهارم از عمرش بود؛ انسانى خودخواه و بىسواد، 2اما با وجود بىسوادىاش، عقل و سياستى قابل توجه داشت. او را براى نخستين بار در مجلسش، در حالى ديدم كه براى قليانى آتش روشن مىكرد كه از ترس وهابىها پوشيده شده بود» .
بنابراين گزارش، اين جهانگرد اروپايى (على بك) چيزى غير از نى قليان، كه از سوراخى در ديوار، به آتش قليان متصل بود، و پشت سرش، در اتاق مجاور مجلس، قرار داشت، نمىديد. 3على بك در نقل خاطراتش در مورد شريف مكه چنين مىپندازد كه انگليسىها، شريف مكه را بهترين دوست خود مىدانند و به همين جهت، تجارت با هند به وسيلۀ او را تشويق مىكنند، چنانكه مىگويد:
«همانا شريف مكه، كشتىهايش را فرستاد تا با مسقط و صوراة تجارت كنند.» 4او ادعا مىكرد كه مصوع و جزيرهاى كه ساكنانى ندارند، بايد برگردند با اينكه اين دو در ظاهر نسبت به سلطان كرنش مىكردند. على بك، به ذكر برخى از مأموريتهاى شريف غالب مىپردازد و مىنويسد:
«شريف مكه در حالى كه بر دوش برخى پيروانش حمل مىشد و خاندانش به همراه ديگر بزرگان، كه رؤساى قبايل در كنارشان بودند، وارد شد. برخى از زائران تلاش مىكردند كه به آنها ملحق شوند، اما مأموران كه آفريقايى بودند، آنان را از اين كار جلوگيرى مىكردند و پراكنده ساختن آنان با كتك زدن افرادى صورت مىگرفت كه نافرمانى مىكردند و من در فاصلهاى دور از در مانده بودم. اين فاصله به خاطر پرهيز