100حادثهاى كه آغاز مرحلۀ شكست تمدّن مشرق اسلامى را اعلان مىكرد، كه از جانب دولتهاى غربى پيشاهنگان استعمارى آغاز شده بود.
رخداد دوم، در افزايش نيروى وهابيان، در قلب جزيرةالعرب جلوهگر شد. محمدعلى پاشا براى وارد آوردن ضربۀ قوى تازهاى حركت كرد، اينجا بود كه غرب، براى گسترش تلاش خود در منطقهفرصتطلاييش را به دست آورد. 1دقيقاً در همان زمانى كه اورپا در حال جنبش و خروش بود و حالت تهاجمى جنگهاى ناپلئونى فروكش مىكرد، اين امر آشكار شد و گويى كشورهاى عرب نيز در زير مشت حركت استبدادى مطلق قرار گرفتند. در ضمن همين سالهاى جوش و خروش و هرج و مرج دو گردشگر و جهانگرد جديد، از اين شهرهاى صحرايى و مقدس 2عبور كردند. آنها درحالى كه دو اسم اسلامى به خود مىبستند، به اسلام تظاهر مىكردند تا در پنهان سازىِ مأموريت سرّى خود توفيق يابند.
يهودى جاسوس
پس از گذشت چهل و شش سال از سفر اكتشافى، و حدود سال 1807، مردى يهودى كه اسپانيايىالأصل بود، به منطقۀ حجاز رسيد. او نام و دودمانى عربى را با عنوان «على بك العبّاسى» بر خود بست و مدعى شد كه شريف مكه «الشّريف غالب» او را به «خادم بيتاللّٰه الحرام» ملقّب ساخته و با حسن استقبال با وى روبهرو شده و او را با خود در شستشوى كعبۀ مكرمه شريك ساخته است.
در مورد هويت اين مرد، اختلاف فراوانى وجود دارد. «برينت» مىگويد:
ممكن است او مزدور فرانسويان يا پرتغالىها يا چه بسا انگليسىها باشد و در اين مورد، شخصى معتقد است كه او جاسوس پادشاه مصر «محمد على پاشا» بوده كه براى حمله عليه وهّابىها خود را آماده مىكرده است.
«على بك العبّاسى» براى تلاش خود، حد و مرزى را قرار داد كه آن تمايل و حرص و آز شديد در رسيدن به مال و ثروتى نزديك و وابسته به اكتشاف مرزهاى ساحلى بود. او اولين اروپايى است كه بدون برانگيختن حساسيت مردم، توانست در آنان اثر بگذارد.
ادعاى دودمان عباسى داشتن و تأكيد بر اينكه يكى از افراد وابسته به شريف مكه