79مهاجران جهان قرار گرفتم، با ابعاد متعدد و متفاوت آن آشنا شدم.
نمىدانم آيا در اين هزار سال تنها فرد ايرانى هستم كه مسير هجرت را طى كردهام؟ ! و آيا اين كتاب تنها كتابى است كه نشان مىدهد هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله، نتيجۀ ايمان به جهانى بودن و ضرورت جهانى كردن تعاليم اسلام بود و نه هرگز نتيجه ترس از آزار بت پرستان و گريز از توطئه قتل او؟ ! . . . نمىدانم، ولى مىدانم هر چه در منابع فرهنگى محققان ايران جستجو كردهام، از كسى نشانى در طى اين مسير نيافتهام و هر چه در آثار محقّقان اسلامشناس جهان جستجو كردهام، نيافتم كسى به صراحت و جرأت بر اسناد تاريخى هجرت انگشت شك را فشار دهد تا اخبار صحيح را از زير برف انبار شايعهپردازىهاى بتپرستان مكه بيرون كشد؛ بتپرستانى كه پس از مسلمانى، برداشتها و ذهنيت جاهلى خود را به متن فرهنگى اسلام تزريق كردند.
اگر در اين كلام، در تنگناى واژهها، خود را خواندهام مرا عفو كنيد؛ زيرا در اين بيان نمىخواهم از اهميت تلاشهاى خود سخن بگويم، مىخواهم بر اهميت چنين موضوعى تأكيد گذارم كه اين مجلد، بيش از چند سطر بر ورقى از يك كتاب حجيم نيست، در آغاز راهى كه بايد محققان بزرگ با نقد و تحليلهاى بيشتر، ابعاد بسيار وسيع هجرت پيامبر را در تبلور فرهنگ جهانى اسلام، به نسلهاى آينده تحويل دهند. تبلورى نتيجه گذشت از تعلّقات فردى براى خدمت به همۀ انسانها، گذشت از تعلّقات قومى براى خدمت به همۀ ملتها، گذشت از تعلقات آباء و اجدادى براى خدمت به همه فرهنگها، و گذشت از عادات و سنتها براى بارورى همۀ تمدنها و در نهايت نترسيدن از نخواستن تا راه عروج به توحيد را ممكن سازد. عروجى براى حصول به معرفت وحدت همۀ پديدهها در يك حقيقت واحد.
كلن، آلمان
دى ماه 1376، شعبان 1418، دسامبر 1997
-