188حجرالأسود قرار گيرد و نيت طواف كند، براى اصل مقصود كافى است، چون طواف از حجرالأسود آغاز شده است چه بگوييم سنت است يا واجب يا فريضه يا شرط.
در برابر حجرالأسود قرار گرفتن در آغاز طواف پيش ما سنت است نه واجب. 1علامه ابن عابدين مىگويد: با تمام بدن از مقام تمام حجرالأسود عبور كردن نزد ما لازم نيست. 2از علماى مذهب مالكى، علاّمه سند مالكى مىگويد: اگر قسمتى از بدن، مقابل قسمتى از حجرالأسود قرار گرفت، طواف مجزى است؛ زيرا از آنجا آغاز كرده و به آن نقطه رسيده، پس دور كاملى است. 3ولى در مذهب حنبلى، علاّمه علاءالدين على بن سليمان مردادى مىگويد: در مذهب ما آن دور مُجزى (كافى) نيست. و گفته شده كه مجزى است. اين نظريه را برخى از اصحاب اختيار كردهاند كه شيخ تقىالدين از طرفداران اين نظريه است و ابن رزين در شرح خود آن را صحيح دانسته و آن دو رادرمغنى، مُحرّر، شرح تخليص، رعايت كبرى و فائق، مطلقاً (يعنى چه در طواف عمره يا حج افراد يا قران) مجزى دانسته است. 4علامه شيخ عبداللّٰه بن جاسر اين مطلب را ترجيح داده و مىگويد: انسان به اين گفته اطمينان مىيابد، هرچند كه مذهب بر مبناى گفتۀ سابق ما تأكيد دارد و آن همانا عبور تمام بدن از برابر تمام حجرالأسود يا قسمتى از آن است. 5اين از نظرى فقهى در اين موضوع بود ولى تحقيقات كامل نمىشود مگر اينكه به دنبال واقعيت رفت و براى پياده كردن آن ميان جنبۀ نظرى و عملى آن هماهنگى به وجود آورد.
خطى كه اشاره به حجرالأسود مىكند: خط مستقيم از مرمر سياه رنگى به عرض 20 سانتىمتر به روى زمين در محل طواف، در برابر حجرالأسود است كه در اوائل قرن پانزدهم هجرى رسم شده و هدف از آن، اين بوده كه طواف كننده بهطور يقين، اطمينان پيدا كند كه طواف را بهطور كامل انجام داده است، چون به علت شدت ازدحام در موسم حج، طواف كننده نمىتواند از صحت طواف خود يقين پيدا كند، بهويژه در صورت دورى وى از كعبۀ مشرفه، كه طواف جز به سختى و مشقت انجام نمىشود و چه بسا اين شرط محقق نمىشود و در نتيجه طواف باطل و اين