185عبادت دانسته و آن را جزو شعائر طواف مىدانند. علاوه بر زيانهاى اخلاقى، كه در به هم چسبيدن طواف كنندگانِ زن و مرد به دليل توقف نزد اين خط، به بار مىآيد، ضررهاى جسمانى نيز به واسطۀ ازدحام حجاج بر زنان و سالخوردگان وارد مىشود. بديهى است، اينهمه، به جهت كندىِ حركت طواف كنندگان است كه مىخواهند آن خط را ببينند.
از سالها پيش، در مطبوعات و انجمنهاى عمومى و خصوصى و مجالس علمى، سخن از صلاحيّت ماندن و از ميان نرفتن خطى است كه به سوى حجرالأسود كشيده شده و همچنين سخن از نتايج حاصل از مشكلات متعدّد و گوناگون دينى، اجتماعى، اخلاقى و اشتباهات مهندسى است كه ستون روزنامهها را پر كرده و آخرينِ آن، مقالهاى است كه عبداللّٰه خياط در روزنامۀ «عكاظ» در آخر ماه شعبان گذشته منتشر كرد. همچنين نوشتههاى ديگر نويسندگان كه اين موضوع را قابل بحث و بررسى كردهاند.
اكنون ما نيز براى ايجاد بينشى روشن بر اساس شريعت، در بارۀ اين خط، سهمى هرچند كم، بهاندازهاى كه در روزنامه مجال آن باشد سهيم مىشويم.
گفتنى است اين تحقيقِ ناچيز، به عنوان دعوتِ خالصانه براى شركت در اين بحث از نظر دينى و اجتماعى، براى تمامى صاحب نظران و علماست و از مراكز و انستيتوهاى علمى متخصّص، از جمله آكادمى تحقيقات حجّ خادم حرمين شريفين دعوت مىشود كه با ارائۀ نظريات خود، سختى و مشقت به هنگام اداى مناسك مذهبى را از امّت اسلامى برگيرند تا در آينده، كه در ايّام كوتاه حج شاهد اجتماع اسلامى بزرگترى در جهان مىباشيم، پاسخ مثبتى به سود و صلاح امّت اسلامى از متولّيان امور بشنويم.
نخست بايد گفت: مبدأ طوافِ واجب يا مستحب، نياز به اندكى تفكّر و پژوهش و تحقيق دارد؛ زيرا صحّت و سقم مناسك بعد از آن، بستگى به صحّت مبدأ طواف دارد. روش ايستادن در برابر خانۀ خدا بدين ترتيب است كه:
شخص طواف كننده، از سوى ركن يمانى به جانب حجرالأسود، بايستد؛ بهطورى كه تمام حجرالأسود در طرف راست او قرار گيرد و شانۀ راست طواف